| قسمت سوم فعل | floundered |
| زمان گذشته | floundered |
| صفت یا فعل حال استمراری | floundering |
| جمع | flounders |
| شکل سوم شخص مفرد | flounders |
flounder fish
ماهی گِرد
flounder in the deep snow
غرق شدن در برف عمیق
men were floundering about.
مردان در حال دست و پا زدن بودند.
bay flounder; bay scallops.
ماهی خاویاری خلیجی; صدفهای خلیجی
he was floundering about in the shallow offshore waters.
او در حال دست و پا زدن در آبهای کمعمق ساحلی بود.
floundered up the muddy mountain trail;
او با تلاش از مسیر کوهلی لجنآلود بالا رفت.
he floundered, not knowing quite what to say.
او دست و پا زد، نمیدانست دقیقاً چه بگوید.
she floundered for a moment, then rallied again.
او برای لحظهای دست و پا زد، سپس دوباره قدرت گرفت.
Men and horses were floundering in the deep snow beside the road.
مردان و اسبها در برف عمیق کنار جاده دست و پا میزدند.
People were floundering about in the water, shouting and screaming.
افراد در حال دست و پا زدن در آب بودند، فریاد میزدند و جیغ میکشیدند.
The boy floundered in the water till someone jumped in to save him.
پسر در آب دست و پا میزد تا اینکه کسی برای نجات او به آب پرید.
I floundered around trying to decide what I ought to do next.
من در حال دست و پا زدن بودم و سعی میکردم تصمیم بگیرم که باید بعد چه کنم.
One day, wearing KNIE baboosh that is suppose to be tortious,riding a bicycle that is full of rust, i floundered along the ZHONGHUANGXI road with elegance.
یک روز، با پوشیدن کفشهای بابوش KNIE که قرار بود دردناک باشند، سوار بر دوچرخهای که پر از زنگ زدگی بود، با ظرافت در امتداد جاده ZHONGHUANGXI به جلو حرکت کردم.
Extruded feed for marine fish: Turbot, flounder, salmon, tuna, sea-bream, swellfish, yellow crock, sea bass, rockfish, red drum, etc.
خوراک اکسترود شده برای ماهیهای دریایی: توربوت، سولندر، سالمون، تن، ماهی بريم، سوئلفیش، زرد کرو، سِرباس، راکفیش، رد درام و غیره.
flounder fish
ماهی گِرد
flounder in the deep snow
غرق شدن در برف عمیق
men were floundering about.
مردان در حال دست و پا زدن بودند.
bay flounder; bay scallops.
ماهی خاویاری خلیجی; صدفهای خلیجی
he was floundering about in the shallow offshore waters.
او در حال دست و پا زدن در آبهای کمعمق ساحلی بود.
floundered up the muddy mountain trail;
او با تلاش از مسیر کوهلی لجنآلود بالا رفت.
he floundered, not knowing quite what to say.
او دست و پا زد، نمیدانست دقیقاً چه بگوید.
she floundered for a moment, then rallied again.
او برای لحظهای دست و پا زد، سپس دوباره قدرت گرفت.
Men and horses were floundering in the deep snow beside the road.
مردان و اسبها در برف عمیق کنار جاده دست و پا میزدند.
People were floundering about in the water, shouting and screaming.
افراد در حال دست و پا زدن در آب بودند، فریاد میزدند و جیغ میکشیدند.
The boy floundered in the water till someone jumped in to save him.
پسر در آب دست و پا میزد تا اینکه کسی برای نجات او به آب پرید.
I floundered around trying to decide what I ought to do next.
من در حال دست و پا زدن بودم و سعی میکردم تصمیم بگیرم که باید بعد چه کنم.
One day, wearing KNIE baboosh that is suppose to be tortious,riding a bicycle that is full of rust, i floundered along the ZHONGHUANGXI road with elegance.
یک روز، با پوشیدن کفشهای بابوش KNIE که قرار بود دردناک باشند، سوار بر دوچرخهای که پر از زنگ زدگی بود، با ظرافت در امتداد جاده ZHONGHUANGXI به جلو حرکت کردم.
Extruded feed for marine fish: Turbot, flounder, salmon, tuna, sea-bream, swellfish, yellow crock, sea bass, rockfish, red drum, etc.
خوراک اکسترود شده برای ماهیهای دریایی: توربوت، سولندر، سالمون، تن، ماهی بريم، سوئلفیش، زرد کرو، سِرباس، راکفیش، رد درام و غیره.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید