turnpike

[ایالات متحده]/'tɜːnpaɪk/
[بریتانیا]/'tɝn'paɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بزرگراه عوارضی؛ ایستگاه عوارض
Word Forms
شکل سوم شخص مفردturnpikes
صفت یا فعل حال استمراریturnpiking
جمعturnpikes
قسمت سوم فعلturnpiked

جملات نمونه

We drove on the turnpike to get to the city.

ما در بزرگراه به سمت شهر رانندگی کردیم.

The toll booth is located on the turnpike.

کانون عوارضی در بزرگراه قرار دارد.

The turnpike was closed due to construction.

بزرگراه به دلیل ساخت و ساز بسته شد.

Many trucks use the turnpike for transportation.

بسیاری از کامیون ها از بزرگراه برای حمل و نقل استفاده می کنند.

Drivers need to pay tolls on the turnpike.

رانندگان باید عوارض را در بزرگراه پرداخت کنند.

The turnpike offers a faster route to the airport.

بزرگراه یک مسیر سریعتر به فرودگاه ارائه می دهد.

There are rest areas along the turnpike for drivers.

در طول بزرگراه مناطق استراحت برای رانندگان وجود دارد.

The turnpike is a popular route for commuters.

بزرگراه یک مسیر محبوب برای مسافران است.

Accidents are common on the busy turnpike.

حوادث در بزرگراه شلوغ رایج هستند.

The turnpike was widened to accommodate more traffic.

بزرگراه برای پذیرش ترافیک بیشتر گسترش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید