turpitudes

[ایالات متحده]/ˈtɜːpɪtjuːdz/
[بریتانیا]/ˈtɜr.pɪ.tudz/

ترجمه

n. فساد اخلاقی؛ شرارت

عبارات و ترکیب‌ها

moral turpitudes

فساد اخلاقی

criminal turpitudes

فساد جنایی

turpitudes revealed

افشای فحش‌ها

social turpitudes

فحش‌های اجتماعی

turpitudes exposed

بر ملا شدن فحش‌ها

turpitudes abound

فحش‌ها فراوان هستند

hidden turpitudes

فحش‌های پنهان

turpitudes discussed

بحث در مورد فحش‌ها

turpitudes addressed

رسیدگی به فحش‌ها

turpitudes condemned

محکوم کردن فحش‌ها

جملات نمونه

his turpitudes were finally exposed to the public.

افشاگری‌های او سرانجام برای عموم آشکار شد.

the novel explores themes of love and turpitudes.

رمان به بررسی مضامین عشق و زشتی‌ها می‌پردازد.

she was shocked by the turpitudes of her former friend.

او از زشتی‌های دوست سابقش شوکه شده بود.

the politician's turpitudes led to his downfall.

زشت‌کاری‌های سیاستمدار منجر به سقوط او شد.

they tried to hide their turpitudes from their family.

آنها سعی کردند زشتی‌های خود را از خانواده‌شان پنهان کنند.

turpitudes are often revealed in times of crisis.

زشت‌کاری‌ها اغلب در زمان بحران آشکار می‌شوند.

he wrote a book about the turpitudes of society.

او کتابی در مورد زشتی‌های جامعه نوشت.

the documentary highlighted the turpitudes of the industry.

مستند زشتی‌های صنعت را برجسته کرد.

she was criticized for ignoring the turpitudes around her.

او به خاطر نادیده گرفتن زشتی‌های اطرافش مورد انتقاد قرار گرفت.

his turpitudes were a source of gossip among friends.

زشت‌کاری‌های او منبع غیبت بین دوستان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید