tutoring

[ایالات متحده]/ˈtju:tə(r)ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ارائه راهنمایی یا آموزش فردی در یک موضوع خاص
n. عمل ارائه راهنمایی یا آموزش فردی، معمولاً در یک موضوع خاص
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtutoring

عبارات و ترکیب‌ها

private tutoring

آموزش خصوصی

online tutoring

آموزش آنلاین

private tutor

معلم خصوصی

tutor system

سیستم آموزشی

جملات نمونه

I offer tutoring services for students of all ages.

من خدمات آموزشی را برای دانش‌آموزان در تمام سنین ارائه می‌دهم.

She excels in math tutoring.

او در آموزش ریاضی بسیار موفق است.

Tutoring can help improve academic performance.

آموزش خصوصی می‌تواند به بهبود عملکرد تحصیلی کمک کند.

He provides one-on-one tutoring sessions.

او جلسات آموزشی یک به یک ارائه می‌دهد.

Online tutoring has become increasingly popular.

آموزش آنلاین به طور فزاینده‌ای محبوب شده است.

The school offers free tutoring for struggling students.

مدرسه آموزش رایگان برای دانش‌آموزان مشکل‌دار ارائه می‌دهد.

She specializes in English language tutoring.

او در آموزش زبان انگلیسی تخصص دارد.

Tutoring sessions are tailored to each student's needs.

جلسات آموزشی متناسب با نیازهای هر دانش‌آموز طراحی شده‌اند.

Parents often seek tutoring for their children.

والدین اغلب برای فرزندان خود به دنبال آموزش خصوصی هستند.

The tutoring program aims to boost students' confidence.

برنامه آموزشی با هدف افزایش اعتماد به نفس دانش‌آموزان طراحی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید