tweezed eyebrows
ابروهای مرتب شده با موچین
tweezed hair
موهای مرتب شده با موچین
tweezed nose
بینی مرتب شده با موچین
tweezed chin
چانه مرتب شده با موچین
tweezed lashes
مژههای مرتب شده با موچین
tweezed mustache
سبیل مرتب شده با موچین
tweezed beard
ریش مرتب شده با موچین
tweezed stray
موهای سرگردان مرتب شده با موچین
tweezed fuzz
پرزهای مرتب شده با موچین
tweezed hairs
موهای مرتب شده با موچین
she tweezed the stray eyebrow hairs.
او موهای ابروی نامرتب را چنگ زد.
he tweezed the splinter out of his finger.
او ترکش را از انگشتش چنگ زد.
after she tweezed her eyebrows, they looked perfect.
بعد از اینکه او ابروهایش را چنگ زد، عالی به نظر رسیدند.
she tweezed the loose threads from her sweater.
او نخهای شلهزن را از ژاکت خود چنگ زد.
he tweezed the tiny hairs on his chin.
او موهای کوچک روی چانهاش را چنگ زد.
she tweezed the delicate flowers for her arrangement.
او گلهای ظریف را برای آرایش خود چنگ زد.
he carefully tweezed the unwanted plants from the garden.
او با دقت گیاهان ناخواسته را از باغ چنگ زد.
she tweezed the stray hairs behind her ear.
او موهای نامرتب پشت گوشش را چنگ زد.
he tweezed the loose skin around his nails.
او پوست شل اطراف ناخنهایش را چنگ زد.
after she tweezed, her makeup looked much better.
بعد از اینکه او چنگ زد، آرایشش خیلی بهتر به نظر رسید.
tweezed eyebrows
ابروهای مرتب شده با موچین
tweezed hair
موهای مرتب شده با موچین
tweezed nose
بینی مرتب شده با موچین
tweezed chin
چانه مرتب شده با موچین
tweezed lashes
مژههای مرتب شده با موچین
tweezed mustache
سبیل مرتب شده با موچین
tweezed beard
ریش مرتب شده با موچین
tweezed stray
موهای سرگردان مرتب شده با موچین
tweezed fuzz
پرزهای مرتب شده با موچین
tweezed hairs
موهای مرتب شده با موچین
she tweezed the stray eyebrow hairs.
او موهای ابروی نامرتب را چنگ زد.
he tweezed the splinter out of his finger.
او ترکش را از انگشتش چنگ زد.
after she tweezed her eyebrows, they looked perfect.
بعد از اینکه او ابروهایش را چنگ زد، عالی به نظر رسیدند.
she tweezed the loose threads from her sweater.
او نخهای شلهزن را از ژاکت خود چنگ زد.
he tweezed the tiny hairs on his chin.
او موهای کوچک روی چانهاش را چنگ زد.
she tweezed the delicate flowers for her arrangement.
او گلهای ظریف را برای آرایش خود چنگ زد.
he carefully tweezed the unwanted plants from the garden.
او با دقت گیاهان ناخواسته را از باغ چنگ زد.
she tweezed the stray hairs behind her ear.
او موهای نامرتب پشت گوشش را چنگ زد.
he tweezed the loose skin around his nails.
او پوست شل اطراف ناخنهایش را چنگ زد.
after she tweezed, her makeup looked much better.
بعد از اینکه او چنگ زد، آرایشش خیلی بهتر به نظر رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید