twinned cities
شهرهای خواهرخوانده
twinned schools
مدارس خواهرخوانده
twinned organizations
سازمانهای خواهرخوانده
twinned partnerships
همکاریهای خواهرخوانده
twinned projects
پروژههای خواهرخوانده
twinned towns
شهرهای خواهرخوانده
twinned communities
جامعههای خواهرخوانده
twinned regions
مناطق خواهرخوانده
twinned initiatives
ابتکارات خواهرخوانده
twinned networks
شبکههای خواهرخوانده
the two cities are twinned to promote cultural exchange.
دو شهر برای ترویج تبادل فرهنگی خواهرخواندگی دارند.
our school is twinned with a school in france.
مدارس ما با یک مدرسه در فرانسه خواهرخواندگی دارند.
they have twinned their efforts to fight climate change.
آنها تلاشهای خود را برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی متحد کردهاند.
the project was twinned with a similar initiative in another country.
این پروژه با یک طرح مشابه در کشور دیگری خواهرخواندگی داشت.
the two organizations are twinned for charity work.
دو سازمان برای انجام کارهای خیریه خواهرخواندگی دارند.
her research is twinned with practical applications in the industry.
تحقیقات او با کاربردهای عملی در صنعت مرتبط است.
the festival was twinned with an international art exhibition.
جشنواره با یک نمایشگاه هنری بینالمللی خواهرخواندگی داشت.
they have twinned their resources to enhance community services.
آنها منابع خود را برای ارتقای خدمات اجتماعی متحد کردهاند.
the two companies are twinned to improve their market reach.
دو شرکت برای بهبود دامنه بازار خود خواهرخواندگی دارند.
the twin towns host an annual festival together.
دو شهر خواهرخواندگی هر سال یک جشنواره مشترک برگزار میکنند.
twinned cities
شهرهای خواهرخوانده
twinned schools
مدارس خواهرخوانده
twinned organizations
سازمانهای خواهرخوانده
twinned partnerships
همکاریهای خواهرخوانده
twinned projects
پروژههای خواهرخوانده
twinned towns
شهرهای خواهرخوانده
twinned communities
جامعههای خواهرخوانده
twinned regions
مناطق خواهرخوانده
twinned initiatives
ابتکارات خواهرخوانده
twinned networks
شبکههای خواهرخوانده
the two cities are twinned to promote cultural exchange.
دو شهر برای ترویج تبادل فرهنگی خواهرخواندگی دارند.
our school is twinned with a school in france.
مدارس ما با یک مدرسه در فرانسه خواهرخواندگی دارند.
they have twinned their efforts to fight climate change.
آنها تلاشهای خود را برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی متحد کردهاند.
the project was twinned with a similar initiative in another country.
این پروژه با یک طرح مشابه در کشور دیگری خواهرخواندگی داشت.
the two organizations are twinned for charity work.
دو سازمان برای انجام کارهای خیریه خواهرخواندگی دارند.
her research is twinned with practical applications in the industry.
تحقیقات او با کاربردهای عملی در صنعت مرتبط است.
the festival was twinned with an international art exhibition.
جشنواره با یک نمایشگاه هنری بینالمللی خواهرخواندگی داشت.
they have twinned their resources to enhance community services.
آنها منابع خود را برای ارتقای خدمات اجتماعی متحد کردهاند.
the two companies are twinned to improve their market reach.
دو شرکت برای بهبود دامنه بازار خود خواهرخواندگی دارند.
the twin towns host an annual festival together.
دو شهر خواهرخواندگی هر سال یک جشنواره مشترک برگزار میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید