paired

[ایالات متحده]/peəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به صورت جفت مرتب شده; در یک جفت قرار داده شده
v. باعث شد که در یک جفت باشد; هماهنگ شده (قسمت گذشته pair)
Word Forms
زمان گذشتهpaired
قسمت سوم فعلpaired

عبارات و ترکیب‌ها

paired items

اقلام جفت

paired comparison

مقایسه جفت

جملات نمونه

a characteristic arrangement of paired fins.

یک چیدمان مشخص از باله های جفت.

a cardigan paired with a matching skirt.

یک کاردیگان همراه با یک دامن هماهنگ

Rachel has paired up with Tommy.

رچل با تامی همراه شده است.

She paired her son with that girl.

او پسرش را با آن دختر همراه کرد.

The scouts paired off and began to patrol the area.

راهنمانی به گروه‌های دو نفره تقسیم شدند و شروع به گشت زنی در منطقه کردند.

Mrs. Smith paired off her guests by age and tastes.

خانم اسمیت مهمانان خود را بر اساس سن و سلیقه به گروه‌های دو نفره تقسیم کرد.

She paired off with Alice in a tennis doubles match.

او با آلیس در یک مسابقه دو نفره تنیس همراه شد.

mesocoracoid A paired pectoral girdle endochondral bone between the cleithrum dorsally and the coracoid and scapula ventrally.

مزوکراکویید یک استخوان غضروفی جفت شده در کمربند جناغی سینه ای بین کلایتوم از طرف پشتی و کراکوئید و اسکاپولا از طرف شکمی.

Most of the friends we knew at school have now paired off and had families.

اکثر دوستانی که در مدرسه می‌شناختیم اکنون با هم همراه شده‌اند و خانواده تشکیل داده‌اند.

When she finished the mending, she paired up the socks.

وقتی دوختن را تمام کرد، جوراب‌ها را با هم کرد.

We each paired up with our same number from the other school to exchange ideas.

ما هر کدام با شماره یکسان خود از مدرسه دیگر همراه شدیم تا ایده‌ها را رد و بدل کنیم.

In the contest he was paired up with an opponent about his equal.

در مسابقه، او با حریفی در حد خودش همراه شد.

Rodin's depiction insists on the carnality of love.So do Hogarth's paired paintings Before and After.

تصویرسازی رادین بر جنبه مادی عشق تاکید دارد. نقاشی های جفت هوگارث به نام های «قبل» و «بعد» نیز همینطور.

Paired electrosynthesis using glyoxylic acid as a model product has been studied in this paper.

الکتروسنتز جفت شده با استفاده از اسید گلیکسیلیک به عنوان یک محصول مدل در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفته است.

chiefly marine annelids possessing both sexes and having paired appendages (parapodia) bearing bristles.

زائده‌های دریایی عمدتاً، دارای هر دو جنس و دارای زائده‌های جفتی (پاراپودیا) که دارای خارها هستند.

We found that pitchblende contains at least two radioactive materials, one of which, accompanying bismuth, has been given the name polonium, while the other, paired with barium, has been called radium.

ما دریافتیم که پیچبلند حداقل حاوی دو ماده رادیواکتیو است، یکی از آنها همراه با بیسموت، نام پولونیوم را به خود داده است، در حالی که دیگری که با باریوم جفت شده است، رادیوم نامیده می شود.

Puristic cuboids and rectangles in soft pastels, paired with dark areas and a red bottle top – an actual eye catcher.

مکعب‌های خاکی و مستطیل‌های نرم در رنگ‌های پاستلی، همراه با مناطق تاریک و درب بطری قرمز - یک جلب توجه واقعی.

Apartment complexes in urban centers advertised a lifestyle organized around the swimming pool and clubroom featuring nightly cocktail parties and the imagination that everyone paired off by bedtime.

مجتمع‌های آپارتمانی در مراکز شهری یک سبک زندگی سازمان‌یافته حول استخر و محل اجتماع با ویژگی‌های مهمانی‌های کوکتل شبانه و تصوراتی را تبلیغ می‌کردند که همه تا زمان خواب با هم همراه می‌شدند.

Calyx actinomorphic, lobes triangular, apically acute; styles slender; stigmas not radiating downward; leaves paired on flowering shoots, solitary on nonflowering shoots.

کاسبرگ با تقارن شعاعی، لوب ها مثلثی، در نوک تیز؛ سبک ها باریک؛ راجک ها به سمت پایین تابش نمی کنند؛ برگ ها جفت شده در شاخه های گل دهنده، منفرد در شاخه های غیر گل دهنده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید