tyrants

[ایالات متحده]/ˈtaɪrənts/
[بریتانیا]/ˈtaɪrənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حاکمان مطلق (جمع طاغی); افراد ظالم; غاصبان در یونان باستان; چیزهای سخت

عبارات و ترکیب‌ها

fighting tyrants

مقابله با ظالمان

overthrowing tyrants

سرنگونی ظالمان

tyrants fall

ظالمان سقوط می‌کنند

tyrants rise

ظالمان ظهور می‌کنند

tyrants rule

ظالمان حکومت می‌کنند

tyrants reign

ظالمان سلطنت می‌کنند

tyrants oppress

ظالمان ستم می‌کنند

tyrants govern

ظالمان اداره می‌کنند

tyrants abuse

ظالمان سوء استفاده می‌کنند

tyrants threaten

ظالمان تهدید می‌کنند

جملات نمونه

tyrants often suppress free speech to maintain control.

ظالمان اغلب آزادی بیان را برای حفظ کنترل سرکوب می‌کنند.

many people suffered under the rule of tyrants throughout history.

بسیاری از مردم در طول تاریخ تحت حکومت ظالمان رنج کشیده‌اند.

tyrants are known for their ruthless behavior towards dissenters.

ظالمان به دلیل رفتار بی‌رحمانه‌شان با منتقدان شناخته می‌شوند.

revolutions often arise in response to the oppression of tyrants.

انقلاب‌ها اغلب در پاسخ به ستمگری ظالمان سر بر می‌آورند.

people unite against tyrants to fight for their freedom.

مردم برای مبارزه به خاطر آزادی خود علیه ظالمان متحد می‌شوند.

history has shown that tyrants eventually fall from power.

تاریخ نشان داده است که ظالمان در نهایت از قدرت می‌افتند.

tyrants often use propaganda to manipulate public opinion.

ظالمان اغلب از پروپاگاندا برای دستکاری افکار عمومی استفاده می‌کنند.

opposing tyrants can be dangerous but necessary for justice.

مخالفت با ظالمان می‌تواند خطرناک باشد اما برای عدالت ضروری است.

tyrants may promise prosperity but often lead to suffering.

ظالمان ممکن است رونق را وعده دهند اما اغلب منجر به رنج می‌شوند.

the legacy of tyrants is often one of fear and oppression.

میراث ظالمان اغلب ترس و ستم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید