totalitarian

[ایالات متحده]/təʊˌtæləˈteəriən/
[بریتانیا]/toʊˌtæləˈteriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به سیستمی از حکومت که متمرکز و دیکتاتوری است و نیاز به اطاعت کامل از دولت دارد
n. فردی که از سیستمی از حکومت که متمرکز و دیکتاتوری است و نیاز به اطاعت کامل از دولت دارد حمایت می‌کند؛ سیستمی از حکومت که متمرکز و دیکتاتوری است و نیاز به اطاعت کامل از دولت دارد
Word Forms

جملات نمونه

The country was under a totalitarian regime for decades.

کشور برای دهه‌ها تحت یک رژیم تمامیت‌خواه بود.

Totalitarian governments often suppress freedom of speech.

حکومت‌های تمامیت‌خواه اغلب آزادی بیان را سرکوب می‌کنند.

The novel depicts a dystopian society ruled by a totalitarian regime.

این رمان تصویری از یک جامعه دیستوپیایی ارائه می‌دهد که توسط یک رژیم تمامیت‌خواه اداره می‌شود.

Totalitarian leaders often control all aspects of people's lives.

رهبران تمامیت‌خواه اغلب تمام جنبه‌های زندگی مردم را کنترل می‌کنند.

Citizens in a totalitarian state may have limited rights and freedoms.

شهروندان یک کشور تمامیت‌خواه ممکن است حقوق و آزادی‌های محدودی داشته باشند.

Totalitarianism is characterized by centralized control and suppression of opposition.

تمامیت‌خواهی با کنترل متمرکز و سرکوب مخالفان مشخص می‌شود.

Totalitarian regimes often rely on propaganda to maintain power.

رژیم‌های تمامیت‌خواه اغلب برای حفظ قدرت به تبلیغات متکی هستند.

Totalitarian leaders enforce strict obedience to their rules.

رهبران تمامیت‌خواه اطاعت شدید از قوانین خود را تحمیل می‌کنند.

Totalitarianism can lead to the violation of human rights.

تمامیت‌خواهی می‌تواند منجر به نقض حقوق بشر شود.

The rise of totalitarianism can be a threat to democracy and individual freedoms.

ظهور تمامیت‌خواهی می‌تواند تهدیدی برای دموکراسی و آزادی‌های فردی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید