unacquirable skills
مهارتهای غیرقابل دستیابی
unacquirable items
اقلام غیرقابل دستیابی
unacquirable knowledge
دانش غیرقابل دستیابی
unacquirable resources
منابع غیرقابل دستیابی
unacquirable assets
داراییهای غیرقابل دستیابی
unacquirable rights
حقوق غیرقابل دستیابی
unacquirable qualities
ویژگیهای غیرقابل دستیابی
unacquirable experiences
تجربههای غیرقابل دستیابی
unacquirable traits
ویژهگیهای غیرقابل دستیابی
unacquirable status
وضعیت غیرقابل دستیابی
some dreams are unacquirable no matter how hard you try.
برخی از رویاها قابل دستیابی نیستند، مهم نیست چقدر تلاش کنید.
in life, certain experiences are unacquirable through money.
در زندگی، تجربیات خاصی وجود دارند که از طریق پول قابل دستیابی نیستند.
true happiness can feel unacquirable at times.
احساس خوشبختی واقعی گاهی اوقات غیرقابل دستیابی به نظر می رسد.
some friendships are unacquirable; they must develop naturally.
برخی از دوستی ها غیرقابل دستیابی هستند؛ آنها باید به طور طبیعی رشد کنند.
knowledge can be vast, but some insights remain unacquirable.
دانش می تواند بسیار زیاد باشد، اما برخی از بینش ها همچنان غیرقابل دستیابی باقی می مانند.
in the world of art, originality is often seen as unacquirable.
در دنیای هنر، اصالت اغلب به عنوان غیرقابل دستیابی تلقی می شود.
for some, love feels unacquirable after a heartbreak.
برای برخی، عشق پس از یک دلسردگی غیرقابل دستیابی به نظر می رسد.
time is unacquirable; once it's gone, you can't get it back.
زمان غیرقابل دستیابی است؛ هنگامی که از دست رفت، نمی توانید آن را پس بگیرید.
some skills may seem unacquirable without proper training.
برخی از مهارت ها ممکن است بدون آموزش مناسب غیرقابل دستیابی به نظر برسند.
in a competitive world, certain opportunities feel unacquirable.
در دنیای رقابتی، فرصت های خاصی غیرقابل دستیابی به نظر می رسند.
unacquirable skills
مهارتهای غیرقابل دستیابی
unacquirable items
اقلام غیرقابل دستیابی
unacquirable knowledge
دانش غیرقابل دستیابی
unacquirable resources
منابع غیرقابل دستیابی
unacquirable assets
داراییهای غیرقابل دستیابی
unacquirable rights
حقوق غیرقابل دستیابی
unacquirable qualities
ویژگیهای غیرقابل دستیابی
unacquirable experiences
تجربههای غیرقابل دستیابی
unacquirable traits
ویژهگیهای غیرقابل دستیابی
unacquirable status
وضعیت غیرقابل دستیابی
some dreams are unacquirable no matter how hard you try.
برخی از رویاها قابل دستیابی نیستند، مهم نیست چقدر تلاش کنید.
in life, certain experiences are unacquirable through money.
در زندگی، تجربیات خاصی وجود دارند که از طریق پول قابل دستیابی نیستند.
true happiness can feel unacquirable at times.
احساس خوشبختی واقعی گاهی اوقات غیرقابل دستیابی به نظر می رسد.
some friendships are unacquirable; they must develop naturally.
برخی از دوستی ها غیرقابل دستیابی هستند؛ آنها باید به طور طبیعی رشد کنند.
knowledge can be vast, but some insights remain unacquirable.
دانش می تواند بسیار زیاد باشد، اما برخی از بینش ها همچنان غیرقابل دستیابی باقی می مانند.
in the world of art, originality is often seen as unacquirable.
در دنیای هنر، اصالت اغلب به عنوان غیرقابل دستیابی تلقی می شود.
for some, love feels unacquirable after a heartbreak.
برای برخی، عشق پس از یک دلسردگی غیرقابل دستیابی به نظر می رسد.
time is unacquirable; once it's gone, you can't get it back.
زمان غیرقابل دستیابی است؛ هنگامی که از دست رفت، نمی توانید آن را پس بگیرید.
some skills may seem unacquirable without proper training.
برخی از مهارت ها ممکن است بدون آموزش مناسب غیرقابل دستیابی به نظر برسند.
in a competitive world, certain opportunities feel unacquirable.
در دنیای رقابتی، فرصت های خاصی غیرقابل دستیابی به نظر می رسند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید