unaffordable

[ایالات متحده]/ˌʌnəˈfɔːdəbl/
[بریتانیا]/ˌʌnəˈfɔːrdəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فراتر از وسایل مالی یک نفر; خیلی گران برای خرید یا تأمین

جملات نمونه

medical care that has become unaffordable for many.

رسانه درمانی که برای بسیاری از مردم مقرون به صرفه نیست.

The housing market in the city is unaffordable for many young people.

بازار مسکن در شهر برای بسیاری از جوانان مقرون به صرفه نیست.

Healthcare in this country is becoming increasingly unaffordable.

مراقبت‌های بهداشتی در این کشور به طور فزاینده‌ای غیرقابل پرداخت می‌شود.

Higher education has become unaffordable for some families.

تحصیلات عالی برای برخی از خانواده ها مقرون به صرفه نیست.

The cost of living in the city is unaffordable for many residents.

هزینه زندگی در شهر برای بسیاری از ساکنان مقرون به صرفه نیست.

Owning a luxury car is unaffordable for most people.

خریدن یک ماشین لوکس برای اکثر مردم مقرون به صرفه نیست.

The price of designer clothing is often unaffordable for the average consumer.

قیمت لباس‌های طراحی‌شده اغلب برای مصرف‌کننده متوسط غیرقابل پرداخت است.

Private school tuition can be unaffordable for many families.

هزینه مدرسه خصوصی می‌تواند برای بسیاری از خانواده‌ها غیرقابل پرداخت باشد.

Some people find that organic food is unaffordable on a regular basis.

برخی از افراد دریافت می‌کنند که خرید مواد غذایی ارگانیک به طور منظم مقرون به صرفه نیست.

The cost of childcare can be unaffordable for working parents.

هزینه نگهداری از کودکان می‌تواند برای والدین شاغل غیرقابل پرداخت باشد.

For some, owning a home in the city remains unaffordable despite efforts to save.

برای برخی، داشتن یک خانه در شهر با وجود تلاش برای پس‌انداز همچنان غیرقابل پرداخت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید