unaffordably priced
به قیمتی غیر قابل تحمل
living unaffordably
زندگی غیر قابل تحمل
buying unaffordably
خرید غیر قابل تحمل
unaffordably expensive
به طور غیر قابل تحمل گران
unaffordably large
به طور غیر قابل تحمل بزرگ
unaffordably luxurious
به طور غیر قابل تحمل لوکس
unaffordably slow
به طور غیر قابل تحمل کند
unaffordably distant
به طور غیر قابل تحمل دور
the new car was beautifully designed, but ultimately unaffordably expensive for us.
خودروی جدید زیبایی داشت، اما در نهایت برای ما گران قیمت بسیاری بود.
we found a charming cottage by the sea, but it was unaffordably located in a prime area.
ما یک خانه چarming را در کنار دریا پیدا کردیم، اما موقعیت آن در یک منطقه اولیه بود که برای ما غیر قابل تحمل بود.
the private school offered excellent programs, but its tuition was simply unaffordably high.
مدرسه خصوصی برنامههای بسیار خوبی ارائه میداد، اما هزینهی آن به طور ساده بسیار گران بود.
living in the city center proved to be unaffordably expensive, so we moved to the suburbs.
زندگی در مرکز شهر به نظر میرسد گران بود، بنابراین ما به حومه شهر منتقل شدیم.
he dreamed of owning a yacht, but the upkeep was unaffordably costly.
او رویای داشتن یک کشتی شخصی را داشت، اما هزینهی نگهداری آن بسیار گران بود.
the restaurant's exquisite menu was tempting, but the tasting menu was unaffordably priced.
منوی بسیار زیبای رستوران جذاب بود، اما منوی تجربهای آن قیمتی بسیار گران داشت.
we considered adopting a pet, but the vet bills seemed unaffordably steep.
ما در نظر گرفتیم که یک حیوان خانوادگی بپذیریم، اما هزینههای دکتر حیوانات به نظر میرسد بسیار گران است.
the luxury resort offered incredible amenities, but the all-inclusive package was unaffordably luxurious.
ریزورت لوکس امکانات شگفتآوری ارائه میداد، اما بستهی تمام شامل آن بسیار گران و لوکس بود.
investing in renewable energy felt important, but the initial costs were unaffordably significant.
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر احساس اهمیت میکرد، اما هزینههای اولیه بسیار گران بود.
the artist's paintings were stunning, but acquiring them was unaffordably exclusive.
نقاشیهای هنرمند زیبایی داشتند، اما خریداری آنها بسیار گران و نادر بود.
we wanted to send our children to summer camp, but the fees were unaffordably prohibitive.
ما میخواستیم کودکانمان را به کمپ تابستانی بفرستیم، اما هزینهها بسیار گران و محدود بود.
unaffordably priced
به قیمتی غیر قابل تحمل
living unaffordably
زندگی غیر قابل تحمل
buying unaffordably
خرید غیر قابل تحمل
unaffordably expensive
به طور غیر قابل تحمل گران
unaffordably large
به طور غیر قابل تحمل بزرگ
unaffordably luxurious
به طور غیر قابل تحمل لوکس
unaffordably slow
به طور غیر قابل تحمل کند
unaffordably distant
به طور غیر قابل تحمل دور
the new car was beautifully designed, but ultimately unaffordably expensive for us.
خودروی جدید زیبایی داشت، اما در نهایت برای ما گران قیمت بسیاری بود.
we found a charming cottage by the sea, but it was unaffordably located in a prime area.
ما یک خانه چarming را در کنار دریا پیدا کردیم، اما موقعیت آن در یک منطقه اولیه بود که برای ما غیر قابل تحمل بود.
the private school offered excellent programs, but its tuition was simply unaffordably high.
مدرسه خصوصی برنامههای بسیار خوبی ارائه میداد، اما هزینهی آن به طور ساده بسیار گران بود.
living in the city center proved to be unaffordably expensive, so we moved to the suburbs.
زندگی در مرکز شهر به نظر میرسد گران بود، بنابراین ما به حومه شهر منتقل شدیم.
he dreamed of owning a yacht, but the upkeep was unaffordably costly.
او رویای داشتن یک کشتی شخصی را داشت، اما هزینهی نگهداری آن بسیار گران بود.
the restaurant's exquisite menu was tempting, but the tasting menu was unaffordably priced.
منوی بسیار زیبای رستوران جذاب بود، اما منوی تجربهای آن قیمتی بسیار گران داشت.
we considered adopting a pet, but the vet bills seemed unaffordably steep.
ما در نظر گرفتیم که یک حیوان خانوادگی بپذیریم، اما هزینههای دکتر حیوانات به نظر میرسد بسیار گران است.
the luxury resort offered incredible amenities, but the all-inclusive package was unaffordably luxurious.
ریزورت لوکس امکانات شگفتآوری ارائه میداد، اما بستهی تمام شامل آن بسیار گران و لوکس بود.
investing in renewable energy felt important, but the initial costs were unaffordably significant.
سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر احساس اهمیت میکرد، اما هزینههای اولیه بسیار گران بود.
the artist's paintings were stunning, but acquiring them was unaffordably exclusive.
نقاشیهای هنرمند زیبایی داشتند، اما خریداری آنها بسیار گران و نادر بود.
we wanted to send our children to summer camp, but the fees were unaffordably prohibitive.
ما میخواستیم کودکانمان را به کمپ تابستانی بفرستیم، اما هزینهها بسیار گران و محدود بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید