unafraid to try
ترس نداشتن از امتحان کردن
unafraid of change
ترس نداشتن از تغییر
unafraid to speak
ترس نداشتن از صحبت کردن
unafraid of failure
ترس نداشتن از شکست
unafraid to love
ترس نداشتن از عشق ورزیدن
unafraid to lead
ترس نداشتن از رهبری کردن
unafraid of risks
ترس نداشتن از ریسکها
unafraid to dream
ترس نداشتن از رویاپردازی کردن
unafraid to change
ترس نداشتن از تغییر
she was unafraid to speak her mind during the meeting.
او از صحبت کردن نظر خود در طول جلسه نترسید.
he approached the challenge unafraid, ready to take on anything.
او با اعتماد به نفس و آمادگی برای انجام هر کاری، چالش را پیش گرفت.
they stood unafraid in the face of adversity.
آنها در برابر سختی ها ایستادند و نترسیدند.
unafraid of the dark, she wandered through the woods.
بدون ترس از تاریکی، او در جنگل قدم زد.
he was unafraid to take risks in his career.
او از به خطر انداختن در شغل خود نترسید.
being unafraid is the first step to success.
بی ترس بودن اولین قدم برای موفقیت است.
she faced her fears unafraid and emerged stronger.
او با شجاعت و بدون ترس به سمت ترس های خود رفت و قوی تر بیرون آمد.
he is unafraid of criticism and continues to pursue his passion.
او از انتقاد نمی ترسد و به دنبال اشتیاق خود ادامه می دهد.
unafraid of the unknown, they embarked on a new adventure.
بدون ترس از ناشناخته ها، آنها وارد یک ماجراجویی جدید شدند.
she remained unafraid despite the challenges ahead.
با وجود چالش های پیش رو، او همچنان بی ترس ماند.
unafraid to try
ترس نداشتن از امتحان کردن
unafraid of change
ترس نداشتن از تغییر
unafraid to speak
ترس نداشتن از صحبت کردن
unafraid of failure
ترس نداشتن از شکست
unafraid to love
ترس نداشتن از عشق ورزیدن
unafraid to lead
ترس نداشتن از رهبری کردن
unafraid of risks
ترس نداشتن از ریسکها
unafraid to dream
ترس نداشتن از رویاپردازی کردن
unafraid to change
ترس نداشتن از تغییر
she was unafraid to speak her mind during the meeting.
او از صحبت کردن نظر خود در طول جلسه نترسید.
he approached the challenge unafraid, ready to take on anything.
او با اعتماد به نفس و آمادگی برای انجام هر کاری، چالش را پیش گرفت.
they stood unafraid in the face of adversity.
آنها در برابر سختی ها ایستادند و نترسیدند.
unafraid of the dark, she wandered through the woods.
بدون ترس از تاریکی، او در جنگل قدم زد.
he was unafraid to take risks in his career.
او از به خطر انداختن در شغل خود نترسید.
being unafraid is the first step to success.
بی ترس بودن اولین قدم برای موفقیت است.
she faced her fears unafraid and emerged stronger.
او با شجاعت و بدون ترس به سمت ترس های خود رفت و قوی تر بیرون آمد.
he is unafraid of criticism and continues to pursue his passion.
او از انتقاد نمی ترسد و به دنبال اشتیاق خود ادامه می دهد.
unafraid of the unknown, they embarked on a new adventure.
بدون ترس از ناشناخته ها، آنها وارد یک ماجراجویی جدید شدند.
she remained unafraid despite the challenges ahead.
با وجود چالش های پیش رو، او همچنان بی ترس ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید