unafraid

[ایالات متحده]/ˌʌnəˈfreɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnəˈfreɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌خیال

عبارات و ترکیب‌ها

unafraid to try

ترس نداشتن از امتحان کردن

unafraid of change

ترس نداشتن از تغییر

unafraid to speak

ترس نداشتن از صحبت کردن

unafraid of failure

ترس نداشتن از شکست

unafraid to love

ترس نداشتن از عشق ورزیدن

unafraid to lead

ترس نداشتن از رهبری کردن

unafraid of risks

ترس نداشتن از ریسک‌ها

unafraid to dream

ترس نداشتن از رویاپردازی کردن

unafraid to change

ترس نداشتن از تغییر

جملات نمونه

she was unafraid to speak her mind during the meeting.

او از صحبت کردن نظر خود در طول جلسه نترسید.

he approached the challenge unafraid, ready to take on anything.

او با اعتماد به نفس و آمادگی برای انجام هر کاری، چالش را پیش گرفت.

they stood unafraid in the face of adversity.

آنها در برابر سختی ها ایستادند و نترسیدند.

unafraid of the dark, she wandered through the woods.

بدون ترس از تاریکی، او در جنگل قدم زد.

he was unafraid to take risks in his career.

او از به خطر انداختن در شغل خود نترسید.

being unafraid is the first step to success.

بی ترس بودن اولین قدم برای موفقیت است.

she faced her fears unafraid and emerged stronger.

او با شجاعت و بدون ترس به سمت ترس های خود رفت و قوی تر بیرون آمد.

he is unafraid of criticism and continues to pursue his passion.

او از انتقاد نمی ترسد و به دنبال اشتیاق خود ادامه می دهد.

unafraid of the unknown, they embarked on a new adventure.

بدون ترس از ناشناخته ها، آنها وارد یک ماجراجویی جدید شدند.

she remained unafraid despite the challenges ahead.

با وجود چالش های پیش رو، او همچنان بی ترس ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید