unarmed

[ایالات متحده]/ʌn'ɑːmd/
[بریتانیا]/'ʌn'ɑrmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون سلاح; مسلح نیست
v. خلع سلاح کردن; محروم کردن از سلاح

جملات نمونه

an unarmed spotter plane; unarmed robbery.

یک هواپیمای ناپاسخ و سرقت مسلحانه

He walked unarmed into the hills.

او بدون سلاح وارد تپه‌ها شد.

he was shooting unarmed civilians.

او در حال شلیک به غیرنظامیان بدون سلاح بود.

Before the enemy's attack he crossed the river and alarmed the unarmed villagers.

قبل از حمله دشمن، او رودخانه را عبور کرد و روست نشینان مسلح نبوده‌ را آگاه کرد.

The USNS Victorious is an unarmed ocean surveillance ship operated by a civilian mariner crew working for the Military Sealift Command.

کشتی نظارت اقیانوسی غیرمسلح USNS Victorious توسط خدمه دریاردی غیرنظامی که برای فرماندهی حمل و نقل نظامی کار می کنند، اداره می شود.

As required by international law, the hospital ship was unarmed, unescorted, and carried no war supplies.

همانطور که قانون بین‌الملل الزامی می‌کند، کشتی بیمارستان غیرمسلح، بدون اسکورت و حامل هیچگونه تدارکات جنگی نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید