unarticled

[ایالات متحده]/[ʌnˈɑːtɪkld]/
[بریتانیا]/[ʌnˈɑːr.tɪ.kəld]/

ترجمه

adj. بیان نشده به روشنی؛ غیر واضح؛ بدون فرم یا شکل واضح؛ بدون شکل.

عبارات و ترکیب‌ها

unarticled sounds

صداهای غیرمصنوع

being unarticled

بودن غیرمصنوع

unarticled speech

گویش غیرمصنوع

quite unarticled

خیلی غیرمصنوع

unarticled vowels

سیبل‌های غیرمصنوع

find unarticled

پیدا کردن غیرمصنوع

unarticled utterance

عبارت غیرمصنوع

seemed unarticled

به نظر می‌رسید غیرمصنوع

unarticled manner

روش غیرمصنوع

unarticled tone

نبرد غیرمصنوع

جملات نمونه

the unarticulated fears lingered in the back of her mind.

ترس‌های ناشع در پشت ذهنش باقی ماند.

his unarticulated desire for recognition was palpable.

خواهش‌های ناشع او برای شناخت پر از حس بود.

the unarticulated agreement seemed to be understood by all.

همتفاهم ناشع به نظر می‌رسد که توسط همه درک شده است.

she struggled to put her unarticulated feelings into words.

او تلاش می‌کرد تا احساسات ناشع خود را به کلمات بیان کند.

the unarticulated potential of the project was significant.

پتانسیل ناشع پروژه محسوس بود.

an unarticulated sense of unease settled over the room.

احساس ناخوشایندی ناشع بر روی اتاق فرو رفته بود.

the unarticulated rules of the game were confusing to new players.

قوانین ناشع بازی برای بازیکنان جدید سبب سردرگمی شد.

he had many unarticulated ambitions for his career.

او حالم‌های زیادی برای کارش داشت که ناشع بود.

the unarticulated needs of the community were identified through surveys.

نیازهای ناشع جامعه از طریق پرسش‌نامه‌ها شناسایی شد.

their unarticulated concerns about the proposal were valid.

نگرانی‌های ناشع آن‌ها در مورد پیشنهاد معتبر بود.

the unarticulated goal was to improve customer satisfaction.

هدف ناشع بهبود رضایت مشتری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید