unary

[ایالات متحده]/ˈjuːnəri/
[بریتانیا]/ˈjunəˌri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک یا یک واحد واحد

عبارات و ترکیب‌ها

unary operator

عملگر یکانی

unary function

تابع یکانی

unary minus

منفی یکانی

unary plus

مثبت یکانی

unary relation

رابطه یکانی

unary predicate

گزاره یکانی

unary operation

عملیات یکانی

unary tree

درخت یکانی

unary expression

عبارت یکانی

unary encoding

رمزگذاری یکانی

جملات نمونه

the unary operation simplifies the equation.

عملیات یکنواختی معادله را ساده می‌کند.

in mathematics, a unary function takes one argument.

در ریاضیات، یک تابع یکنواخت یک آرگومان می‌گیرد.

unary operators are essential in programming languages.

عملگرهای یکنواخت در زبان‌های برنامه‌نویسی ضروری هستند.

she applied a unary transformation to the data set.

او یک تبدیل یکنواخت به مجموعه داده اعمال کرد.

unary expressions can be evaluated quickly.

عبارات یکنواخت را می‌توان به سرعت ارزیابی کرد.

understanding unary logic is crucial for computer science.

درک منطق یکنواخت برای علوم کامپیوتر بسیار مهم است.

unary negation is a common operation in logic.

نقیض یکنواخت یک عملیات رایج در منطق است.

the unary plus operator does not change the value.

عملگر جمع یکنواخت مقدار را تغییر نمی‌دهد.

he demonstrated how unary functions work in his lecture.

او نحوه عملکرد توابع یکنواخت را در سخنرانی خود نشان داد.

unary relationships can be found in database design.

روابط یکنواخت را می‌توان در طراحی پایگاه داده یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید