unpaired

[ایالات متحده]/ʌn'peəd/
[بریتانیا]/ʌn'pɛrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون جفت; بدون شریک; بدون همسر.

جملات نمونه

molecules with unpaired valence electrons.

مولکول‌هایی با الکترون‌های ظرفیت غیرتک.

fin skeletons In unpaired precaudal fins, the basal plates and radials;

اسکلت‌های باله در باله‌های پیش‌دمی جفت‌نشده، صفحات و شعاعی قاعده‌ای;

hemizygous Describing genetic material that has no homologous counterpart and is thus unpaired in the diploid state.

همیزایگوس: شرح مواد ژنتیکی که هیچ معادل همولوگ ندارد و در نتیجه در حالت دیپلوئید جفت نشده است.

unpaired socks and gloves

جوراب و دستکش‌های بدون جفت

unpaired socks and shoes

جوراب و کفش‌های بدون جفت

unpaired socks and earrings

جوراب و گوشواره‌های بدون جفت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید