unblended

[ایالات متحده]/ʌnˈblɛndɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈblɛndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نه مخلوط یا ترکیب شده با مواد دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

unblended colors

رنگ‌های ترکیب‌نشده

unblended flavors

طعم‌های ترکیب‌نشده

unblended ingredients

مواد تشکیل‌دهنده ترکیب‌نشده

unblended oils

روغن‌های ترکیب‌نشده

unblended materials

مواد ترکیب‌نشده

unblended textures

بافت‌های ترکیب‌نشده

unblended sounds

صداهای ترکیب‌نشده

unblended spirits

روح‌های ترکیب‌نشده

unblended styles

سبک‌های ترکیب‌نشده

unblended elements

عناصر ترکیب‌نشده

جملات نمونه

the unblended flavors of the dish were remarkable.

طعم‌های ترکیب‌نشده غذا شگفت‌انگیز بودند.

he prefers unblended whiskey for its pure taste.

او ویسکی بدون ترکیب را به دلیل طعم خالصش ترجیح می‌دهد.

the artist used unblended colors in her painting.

هنرمند از رنگ‌های بدون ترکیب در نقاشی خود استفاده کرد.

unblended oils provide a richer aroma.

روغن‌های بدون ترکیب عطر غنی‌تری ایجاد می‌کنند.

she enjoys unblended tea for its distinct taste.

او چای بدون ترکیب را به دلیل طعم خاصش می‌پسندد.

the unblended ingredients made the recipe special.

مواد بدون ترکیب دستور العمل را خاص کردند.

unblended music genres can create unique sounds.

жанرهای موسیقی بدون ترکیب می‌توانند صداهای منحصر به فردی ایجاد کنند.

he enjoys the unblended essence of nature.

او از جوهر خالص طبیعت لذت می‌برد.

the unblended scent of flowers filled the air.

عطر گل‌های بدون ترکیب هوا را پر کرد.

unblended fabrics are often more durable.

پارچه‌های بدون ترکیب اغلب بادوام‌تر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید