unbloody

[ایالات متحده]/ʌnˈblʌdi/
[بریتانیا]/ʌnˈblʌdi/

ترجمه

adj. بدون لکه خون

عبارات و ترکیب‌ها

unbloody conflict

درگیری بدون خون

unbloody revolution

انقلاب بدون خون

unbloody solution

راه حل بدون خون

unbloody battle

نبرد بدون خون

unbloody coup

کودتا بدون خون

unbloody protest

اعتراض بدون خون

unbloody uprising

خیزش بدون خون

unbloody victory

پیروزی بدون خون

unbloody peace

صلح بدون خون

unbloody negotiation

مذاکره بدون خون

جملات نمونه

his unbloody approach to conflict resolution surprised everyone.

رویکرد بدون خشونت او در حل اختلافات، همه را شگفت‌زده کرد.

she prefers unbloody methods for teaching difficult subjects.

او روش‌های بدون خشونت را برای آموزش موضوعات دشوار ترجیح می‌دهد.

the film was praised for its unbloody depiction of war.

فیلم برای به تصویر کشیدن بدون خشونت جنگ مورد تحسین قرار گرفت.

in an unbloody manner, they resolved their differences.

به روشی بدون خشونت، آن‌ها اختلافات خود را حل کردند.

his unbloody critique of the policy was well-received.

انتقاد بدون خشونت او از سیاست، با استقبال خوبی روبرو شد.

the book offers an unbloody perspective on historical events.

کتاب دیدگاهی بدون خشونت در مورد وقایع تاریخی ارائه می‌دهد.

they organized an unbloody protest to express their views.

آن‌ها یک اعتراض بدون خشونت برای ابراز نظرات خود سازماندهی کردند.

her unbloody style of writing appeals to many readers.

سبک نوشتاری بدون خشونت او برای بسیاری از خوانندگان جذاب است.

the unbloody nature of the game made it suitable for all ages.

طبیعت بدون خشونت بازی آن را برای همه سنین مناسب کرد.

they achieved their goals through unbloody negotiations.

آن‌ها از طریق مذاکرات بدون خشونت به اهداف خود دست یافتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید