unblushing

[ایالات متحده]/ʌnˈblʌʃɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈblʌʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون احساس یا نشان دادن شرم؛ بی شرم؛ بدون شرم

عبارات و ترکیب‌ها

unblushing honesty

صداقت بی‌پرده

unblushing pride

غرور بی‌پرده

unblushing audacity

وقاحت بی‌پرده

unblushing confidence

اعتماد به نفس بی‌پرده

unblushing flattery

تعارف بی‌پرده

unblushing self-promotion

خودنمایی بی‌پرده

unblushing behavior

رفتار بی‌پرده

unblushing greed

طمع بی‌پرده

unblushing enthusiasm

اشتیاق بی‌پرده

unblushing display

نمایش بی‌پرده

جملات نمونه

she made an unblushing request for a raise.

او با درخواست آشکارای برای افزایش حقوق، درخواست خود را مطرح کرد.

his unblushing honesty impressed everyone in the room.

صداقت آشکارای او همه را در اتاق تحت تاثیر قرار داد.

they were unblushing in their pursuit of wealth.

آنها در追求 ثروت خود آشکارا عمل می‌کردند.

her unblushing attitude towards criticism was surprising.

نگاه آشکارا و بی‌پرده‌ی او به انتقادها شگفت‌انگیز بود.

he made an unblushing claim about his achievements.

او با ادعای آشکارا در مورد دستاوردهای خود، ادعایی مطرح کرد.

the politician's unblushing promises were hard to believe.

وعده‌های آشکارای سیاستمدار باور کردن نداشت.

she smiled with an unblushing confidence during the interview.

او با اعتماد به نفس آشکارا در طول مصاحبه لبخند زد.

his unblushing behavior at the party shocked the guests.

رفتار آشکارای او در مهمانی مهمانان را شوکه کرد.

they approached the problem with an unblushing determination.

آنها با عزمی راسخ و آشکارا به حل مشکل پرداختند.

her unblushing enthusiasm for the project was infectious.

اشتیاق آشکارای او به پروژه مسری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید