unbox

[ایالات متحده]/ʌnˈbɒks/
[بریتانیا]/ʌnˈbɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از یک جعبه خارج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unbox gift

باز کردن هدیه

unbox product

باز کردن محصول

unbox surprise

باز کردن غافلگیری

unbox package

باز کردن بسته بندی

unbox experience

باز کردن تجربه

unbox toys

باز کردن اسباب بازی

unbox video

باز کردن ویدیو

unbox content

باز کردن محتوا

unbox reveal

باز کردن آشکارسازی

unbox joy

باز کردن شادی

جملات نمونه

i can't wait to unbox my new phone.

من برای باز کردن گوشی جدیدم مشتاقم.

she loves to unbox subscription boxes every month.

او عاشق باز کردن جعبه‌های اشتراک هر ماه است.

let's unbox the gifts together at the party.

بیایید هدیه‌ها را در مهمانی با هم باز کنیم.

he made a video to unbox the latest gaming console.

او برای باز کردن آخرین کنسول بازی یک ویدیو ساخت.

unboxing the surprise package was so much fun.

باز کردن بسته شگفت‌انگیز خیلی سرگرم‌کننده بود.

the kids were excited to unbox their new toys.

بچه‌ها برای باز کردن اسباب‌بازی‌های جدیدشان هیجان‌زده بودند.

every time i unbox a product, i feel like a kid again.

هر بار که یک محصول را باز می‌کنم، دوباره احساس می‌کنم مثل یک کودک هستم.

she documented her unboxing experience on social media.

او تجربه باز کردن بسته‌اش را در رسانه‌های اجتماعی مستند کرد.

unboxing events have become popular among influencers.

برگزاری رویدادهای باز کردن بسته در بین اینفلوئنسرها محبوب شده است.

after i unbox the camera, i'll start testing it.

بعد از اینکه دوربین را باز کردم، شروع به تست آن خواهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید