unbraced

[ایالات متحده]/ʌnˈbreɪst/
[بریتانیا]/ʌnˈbreɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون حمایت یا تقویت
v. زمان گذشته و گذشته participle از unbrace؛ برای شل کردن یا تضعیف؛ برای باز کردن یا باز کردن گره

عبارات و ترکیب‌ها

unbraced structure

ساختار بدون تکیه‌گاه

unbraced frame

قاب بدون تکیه‌گاه

unbraced column

ستون بدون تکیه‌گاه

unbraced wall

دیوار بدون تکیه‌گاه

unbraced beam

باربند بدون تکیه‌گاه

unbraced design

طراحی بدون تکیه‌گاه

unbraced system

سیستم بدون تکیه‌گاه

unbraced loading

بارگذاری بدون تکیه‌گاه

unbraced support

تکیه‌گاه بدون تکیه‌گاه

unbraced connection

اتصال بدون تکیه‌گاه

جملات نمونه

the unbraced structure failed during the earthquake.

ساختار بدون بست، در اثر زلزله فرو ریخت.

engineers recommend using braced frames instead of unbraced ones.

مهندسان توصیه می‌کنند از قاب‌های مهار شده به جای قاب‌های بدون مهار استفاده شود.

the unbraced walls are susceptible to wind damage.

دیوارهای بدون مهار در برابر آسیب باد آسیب پذیر هستند.

unbraced columns can lead to structural instability.

ستون‌های بدون مهار می‌توانند منجر به ناپایداری سازه شوند.

the design included unbraced sections that needed reinforcement.

طراحی شامل قسمت‌های بدون مهار بود که نیاز به تقویت داشت.

unbraced frames are often less expensive to construct.

قاب‌های بدون مهار اغلب ارزان‌تر برای ساخت هستند.

the unbraced beams showed signs of deflection.

تیرهای بدون مهار علائمی از انحراف نشان دادند.

in seismic areas, unbraced structures are a risk.

در مناطق زلزله خیز، سازه های بدون مهار یک خطر هستند.

the architect chose an unbraced design for aesthetic reasons.

معمار به دلایل زیبایی شناسی یک طراحی بدون مهار انتخاب کرد.

unbraced connections may require additional analysis.

اتصالات بدون مهار ممکن است به تحلیل بیشتر نیاز داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید