unchaperoned

[ایالات متحده]/ʌnˈʃæp.ər.əʊnd/
[بریتانیا]/ʌnˈʃæp.ər.oʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون همراهی یک زن بزرگ‌تر (دختر)

عبارات و ترکیب‌ها

unchaperoned minors

کودکان بدون سرپرست

unchaperoned children

کودکان بدون سرپرست

unchaperoned trip

سفر بدون همراه

unchaperoned event

رویداد بدون همراه

unchaperoned access

دسترسی بدون همراه

unchaperoned playtime

زمان بازی بدون سرپرست

unchaperoned visit

بازدید بدون همراه

unchaperoned area

منطقه بدون همراه

unchaperoned youth

جوانان بدون سرپرست

unchaperoned situation

وضعیت بدون سرپرست

جملات نمونه

children should not be left unchaperoned at the park.

کودکان نباید بدون سرپرست در پارک رها شوند.

the unchaperoned trip to the mall was exciting for the teens.

سفر بدون سرپرست به مرکز خرید برای نوجوانان هیجان انگیز بود.

she felt nervous being unchaperoned at the party.

او در حالی که بدون سرپرست در مهمانی بود، احساس اضطراب کرد.

unchaperoned students are often more adventurous.

دانشجویانی که بدون سرپرست هستند اغلب ماجراجوترند.

the camp rules prohibit unchaperoned activities.

قوانین اردوگاه فعالیت‌های بدون سرپرست را ممنوع می‌کند.

going on an unchaperoned vacation can be liberating.

رفتن به یک تعطیلات بدون سرپرست می‌تواند آزاد کننده باشد.

she was allowed to attend the concert unchaperoned.

به او اجازه داده شد بدون سرپرست به کنسرت برود.

unchaperoned children can sometimes get into trouble.

کودکانی که بدون سرپرست هستند گاهی اوقات می‌توانند دچار مشکل شوند.

he enjoyed the freedom of being unchaperoned during the trip.

او از آزادی بودن بدون سرپرست در طول سفر لذت برد.

parents worry about their teens being unchaperoned at events.

والدین نگرانند که نوجوانانشان در رویدادها بدون سرپرست باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید