unclimbability

[ایالات متحده]/ˌʌn.klaɪm.əˈbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌʌn.klaɪm.əˈbɪləti/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت بودن غیر قابل بالا رفتن؛ ناتوانی در بالا رفتن یا سکلیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

absolute unclimbability

ناممکنی کامل

sheer unclimbability

ناممکنی کاملاً

utter unclimbability

ناممکنی کامل و کاملاً

total unclimbability

ناممکنی کلی

remarkable unclimbability

ناممکنی قابل توجه

ultimate unclimbability

ناممکنی نهایی

notorious unclimbability

ناممکنی شاخص

famed unclimbability

ناممکنی معروف

جملات نمونه

the sheer unclimbability of the cliff discouraged even the most experienced mountaineers.

ناامکان بودن کاملاً تسلیم کردنی بودن دیوار سنگی باعث از بین رفتن امید همچنین بالاترین متخصصان تسلیم کردنی شد.

climbers spoke of the mountain's total unclimbability as a legend passed down through generations.

تسلیم کردنی ها از ناامکان بودن کامل نمایش دادن کوه به عنوان یک افسانه از نسل به نسل منتقل شده است.

the wall's extreme unclimbability was due to its smooth, overhanging surface.

ناامکان بودن بسیار شدید دیوار به دلیل سطح نرم و نمایش دادن بیرونی بود.

despite its apparent unclimbability, the route was eventually conquered by a determined climber.

با وجود ناامکان بودن آشکار، مسیر در نهایت توسط یک تسلیم کردنی مقاوم فتح شد.

the complete unclimbability of the ice formation surprised the expedition team.

ناامکان بودن کامل شکل یخی باعث تعجب تیم اکتشاف شد.

geologists studied the remarkable unclimbability of the rock face to understand its geological significance.

ژئولوژیست ها ناامکان بودن بسیار خاص سطح سنگ را مطالعه کردند تا اهمیت ژئولوژیک آن را درک کنند.

the surprising unclimbability of the boulder frustrated professional climbers seeking a new challenge.

ناامکان بودن شگفت آور سنگ گرد باعث ناراحتی تسلیم کردنی های حرفه ای در حال جستجوی چالش جدید شد.

the unclimbability of the cliff owed to its vertical granite walls and lack of handholds.

ناامکان بودن دیوار سنگی به دلیل دیوارهای گرانیت عمودی و عدم وجود گرفتگی دست بود.

due to the unclimbability of the route, the climbers had to find an alternative path.

به دلیل ناامکان بودن مسیر، تسلیم کردنی ها مجبور شدند مسیر جایگزینی را پیدا کنند.

the mountain's unclimbability became legendary among local climbing communities.

ناامکان بودن کوه در میان جوامع محلی تسلیم کردنی به افسانه تبدیل شد.

researchers documented the unclimbability factors including angle, surface texture, and height.

پژوهشگران عوامل ناامکان بودن را ثبت کردند که شامل زاویه، بافت سطح و ارتفاع می باشد.

the unclimbability of the formation was confirmed after several failed attempts.

ناامکان بودن شکل پس از چند تلاش ناکام تأیید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید