unclogged drain
لوله باز
unclogged pipe
لوله باز
unclogged toilet
توالت باز
unclogged sink
سینک باز
unclogged filter
فیلتر باز
unclogged vent
تهویه باز
unclogged hose
شیلنگ باز
unclogged drainpipe
لوله تخلیه باز
unclogged sewer
فاضلاب باز
unclogged pathway
مسیر باز
the plumber said the drain is finally unclogged.
لولهکش گفت که در نهایت گرفتگی لوله رفع شده است.
after using the drain cleaner, the sink became unclogged.
پس از استفاده از ماده پاککننده لوله، سینک آب ظرفشویی باز شد.
she was relieved to see the toilet was unclogged.
او از اینکه متوجه شد توالت باز است، احساس راحتی کرد.
we need to ensure the pipes are unclogged before winter.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که لولهها قبل از زمستان باز هستند.
the maintenance team worked hard to keep the gutters unclogged.
تیم تعمیر و نگهداری سخت تلاش کرد تا ناودانها را باز نگه دارد.
toilet paper can sometimes cause the toilet to become unclogged.
کاغذ توالت گاهی اوقات میتواند باعث باز شدن توالت شود.
regular cleaning helps keep the drains unclogged.
تمیز کردن منظم به حفظ باز بودن لولهها کمک میکند.
he was happy when the vacuum was finally unclogged.
او خوشحال بود وقتی جارو برقی بالاخره باز شد.
the kitchen sink was unclogged after several attempts.
سینک ظرفشویی آشپزخانه پس از چند تلاش باز شد.
she called a professional to get her shower unclogged.
او برای باز کردن دوش خود با یک متخصص تماس گرفت.
unclogged drain
لوله باز
unclogged pipe
لوله باز
unclogged toilet
توالت باز
unclogged sink
سینک باز
unclogged filter
فیلتر باز
unclogged vent
تهویه باز
unclogged hose
شیلنگ باز
unclogged drainpipe
لوله تخلیه باز
unclogged sewer
فاضلاب باز
unclogged pathway
مسیر باز
the plumber said the drain is finally unclogged.
لولهکش گفت که در نهایت گرفتگی لوله رفع شده است.
after using the drain cleaner, the sink became unclogged.
پس از استفاده از ماده پاککننده لوله، سینک آب ظرفشویی باز شد.
she was relieved to see the toilet was unclogged.
او از اینکه متوجه شد توالت باز است، احساس راحتی کرد.
we need to ensure the pipes are unclogged before winter.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که لولهها قبل از زمستان باز هستند.
the maintenance team worked hard to keep the gutters unclogged.
تیم تعمیر و نگهداری سخت تلاش کرد تا ناودانها را باز نگه دارد.
toilet paper can sometimes cause the toilet to become unclogged.
کاغذ توالت گاهی اوقات میتواند باعث باز شدن توالت شود.
regular cleaning helps keep the drains unclogged.
تمیز کردن منظم به حفظ باز بودن لولهها کمک میکند.
he was happy when the vacuum was finally unclogged.
او خوشحال بود وقتی جارو برقی بالاخره باز شد.
the kitchen sink was unclogged after several attempts.
سینک ظرفشویی آشپزخانه پس از چند تلاش باز شد.
she called a professional to get her shower unclogged.
او برای باز کردن دوش خود با یک متخصص تماس گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید