unconcealed

[ایالات متحده]/ʌnkən'siːld/
[بریتانیا]/ˌʌnkən'sild/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نه پنهان یا مخفی، باز.

جملات نمونه

Sophia looked around her with unconcealed curiosity.

سوفیا با کنجکاوی آشکار به اطراف نگاه کرد.

Jo, fifteen, was tall, thin, and coltish, and gloried in an unconcealed scorn of polite conventions.

جو، پانزده ساله، قد بلند، لاغر و اسبی بود و به تحقیر آشکار آداب معاشرته می‌بالید.

Externally, the broad, smooth surfaces of stuccoed walls and the great unconcealed masses of vaults and domes pile up impressively.

در خارج، سطوح وسیع و صاف دیوارهای گچ‌کاری شده و توده‌های بزرگ و نمایان گنبذها و طاق‌ها به طرز چشمگیری انباشته شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید