unconsecrated

[ایالات متحده]/ʌnˈkɒnsəkreɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈkɑːnsəkreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مقدس; به عنوان مقدس در نظر گرفته نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unconsecrated ground

زمین نا مقدّس

unconsecrated place

محل نا مقدّس

unconsecrated life

زندگی نا مقدّس

unconsecrated burial

دفن نا مقدّس

unconsecrated altar

التر نا مقدّس

unconsecrated ceremony

مراسم نا مقدّس

unconsecrated soul

روح نا مقدّس

unconsecrated offering

نیاز نا مقدّس

unconsecrated priest

کشیش نا مقدّس

unconsecrated ritual

آیین نا مقدّس

جملات نمونه

the unconsecrated ground was overgrown with weeds.

زمین غیر مقدّس پوشیده از علف‌های هرز بود.

she felt uneasy walking on the unconsecrated land.

او احساس ناخوشایندی کرد در حالی که روی زمین غیر مقدّس قدم می‌گذاشت.

the unconsecrated church was abandoned for years.

کلیسای غیر مقدّس سال‌ها رها شده بود.

they decided to hold the ceremony in an unconsecrated area.

آنها تصمیم گرفتند مراسم را در یک منطقه غیر مقدّس برگزار کنند.

the unconsecrated cemetery lacked proper maintenance.

قطعه‌گاه غیر مقدّس فاقد نگهداری مناسب بود.

some rituals require a consecrated space, not an unconsecrated one.

برخی از مناسک به فضایی مقدس نیاز دارند، نه فضایی غیر مقدّس.

he hesitated to step onto the unconsecrated soil.

او برای قدم گذاشتن روی خاک غیر مقدّس مردد بود.

the unconsecrated altar was a topic of debate.

التیار غیر مقدّس موضوع بحث بود.

visitors were not allowed to enter the unconsecrated grounds.

به بازدیدکنندگان اجازه ورود به زمین‌های غیر مقدّس داده نمی‌شد.

the history of the unconsecrated site intrigued many researchers.

تاریخچه مکان غیر مقدّس محققان زیادی را مجذوب خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید