unhallowed

[ایالات متحده]/ʌnˈhæl.əʊd/
[بریتانیا]/ʌnˈhæloʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مقدس نشده یا مقدس نشده؛ غیر مقدس؛ بی‌احترامی

عبارات و ترکیب‌ها

unhallowed ground

زمین ناپاک

unhallowed rites

آداب ناپاک

unhallowed deeds

کردارهای ناپاک

unhallowed spirits

ارواح ناپاک

unhallowed places

مکان‌های ناپاک

unhallowed whispers

نجواهای ناپاک

unhallowed curses

نفرین‌های ناپاک

unhallowed shadows

سایه‌های ناپاک

unhallowed souls

ارواح ناپاک

unhallowed night

شب ناپاک

جملات نمونه

the unhallowed ground was avoided by all the villagers.

زمین‌های ممنوعه و ناپاک توسط همه اهالی روستا اجتناب می‌شد.

he was drawn to the unhallowed secrets of the ancient temple.

او به رازهای ممنوعه و ناپاک معبد باستانی جذب شد.

the story spoke of unhallowed spirits wandering at night.

داستان از ارواح ممنوعه و ناپاک صحبت می‌کرد که در شب سرگردانی می‌کردند.

they performed rituals to cleanse the unhallowed site.

آنها مناسک را برای تطهیر مکان ممنوعه و ناپاک انجام دادند.

legends warn of the dangers lurking in unhallowed places.

افسانه ها از خطرات پنهان در مکان های ممنوعه و ناپاک هشدار می دهند.

the unhallowed tomb was said to be cursed.

گفته می‌شد مقبره ممنوعه و ناپاک نفرین شده است.

explorers often sought out unhallowed ruins for treasure.

کاوشگران اغلب به دنبال بقایای ممنوعه و ناپاک برای یافتن گنج می‌گشتند.

they were warned not to disturb the unhallowed remains.

به آنها هشدار داده شد که نباید بقایای ممنوعه و ناپاک را آزار دهند.

the unhallowed whispers echoed through the dark forest.

نجواهای ممنوعه و ناپاک در جنگل تاریک طنین انداز شد.

many believe that unhallowed acts can bring misfortune.

بسیاری معتقدند که اعمال ممنوعه و ناپاک می‌توانند بدبختی بیاورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید