uncountable

[ایالات متحده]/ʌnˈkaʊntəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈkaʊntəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل شمارش; بی حد یا شماره
n. اسم غیرقابل شمارش

عبارات و ترکیب‌ها

uncountable nouns

اسم‌های شمارش‌ناپذیر

uncountable data

داده‌های بی‌شمار

uncountable amount

میزان بی‌شمار

uncountable resources

منابع بی‌شمار

uncountable evidence

دلایل بی‌شمار

uncountable information

اطلاعات بی‌شمار

uncountable love

عشق بی‌شمار

uncountable wealth

ثروت بی‌شمار

uncountable joy

شادی بی‌شمار

uncountable beauty

زیبایی بی‌شمار

جملات نمونه

water is an uncountable noun in english.

آب یک اسم غیرقابل شمارش در انگلیسی است.

there is uncountable evidence to support the theory.

دلایل غیرقابل شماری برای حمایت از این نظریه وجود دارد.

time is considered uncountable in both languages.

زمان در هر دو زبان به عنوان غیرقابل شمارش در نظر گرفته می شود.

love is an uncountable feeling that everyone experiences.

عشق یک احساس غیرقابل شمارش است که همه آن را تجربه می کنند.

she has uncountable resources at her disposal.

او منابع غیرقابل شماری در اختیار دارد.

information is uncountable and can be difficult to manage.

اطلاعات غیرقابل شمارش است و می تواند مدیریت آن دشوار باشد.

money is often viewed as an uncountable asset.

پول اغلب به عنوان یک دارایی غیرقابل شمارش در نظر گرفته می شود.

there are uncountable ways to learn a new language.

روش های غیرقابل شماری برای یادگیری یک زبان جدید وجود دارد.

happiness is an uncountable emotion that varies for everyone.

خوشحالی یک احساس غیرقابل شمارش است که برای همه متفاوت است.

there is uncountable beauty in nature.

زیبایی غیرقابل شماری در طبیعت وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید