uncountable nouns
اسمهای شمارشناپذیر
uncountable data
دادههای بیشمار
uncountable amount
میزان بیشمار
uncountable resources
منابع بیشمار
uncountable evidence
دلایل بیشمار
uncountable information
اطلاعات بیشمار
uncountable love
عشق بیشمار
uncountable wealth
ثروت بیشمار
uncountable joy
شادی بیشمار
uncountable beauty
زیبایی بیشمار
water is an uncountable noun in english.
آب یک اسم غیرقابل شمارش در انگلیسی است.
there is uncountable evidence to support the theory.
دلایل غیرقابل شماری برای حمایت از این نظریه وجود دارد.
time is considered uncountable in both languages.
زمان در هر دو زبان به عنوان غیرقابل شمارش در نظر گرفته می شود.
love is an uncountable feeling that everyone experiences.
عشق یک احساس غیرقابل شمارش است که همه آن را تجربه می کنند.
she has uncountable resources at her disposal.
او منابع غیرقابل شماری در اختیار دارد.
information is uncountable and can be difficult to manage.
اطلاعات غیرقابل شمارش است و می تواند مدیریت آن دشوار باشد.
money is often viewed as an uncountable asset.
پول اغلب به عنوان یک دارایی غیرقابل شمارش در نظر گرفته می شود.
there are uncountable ways to learn a new language.
روش های غیرقابل شماری برای یادگیری یک زبان جدید وجود دارد.
happiness is an uncountable emotion that varies for everyone.
خوشحالی یک احساس غیرقابل شمارش است که برای همه متفاوت است.
there is uncountable beauty in nature.
زیبایی غیرقابل شماری در طبیعت وجود دارد.
uncountable nouns
اسمهای شمارشناپذیر
uncountable data
دادههای بیشمار
uncountable amount
میزان بیشمار
uncountable resources
منابع بیشمار
uncountable evidence
دلایل بیشمار
uncountable information
اطلاعات بیشمار
uncountable love
عشق بیشمار
uncountable wealth
ثروت بیشمار
uncountable joy
شادی بیشمار
uncountable beauty
زیبایی بیشمار
water is an uncountable noun in english.
آب یک اسم غیرقابل شمارش در انگلیسی است.
there is uncountable evidence to support the theory.
دلایل غیرقابل شماری برای حمایت از این نظریه وجود دارد.
time is considered uncountable in both languages.
زمان در هر دو زبان به عنوان غیرقابل شمارش در نظر گرفته می شود.
love is an uncountable feeling that everyone experiences.
عشق یک احساس غیرقابل شمارش است که همه آن را تجربه می کنند.
she has uncountable resources at her disposal.
او منابع غیرقابل شماری در اختیار دارد.
information is uncountable and can be difficult to manage.
اطلاعات غیرقابل شمارش است و می تواند مدیریت آن دشوار باشد.
money is often viewed as an uncountable asset.
پول اغلب به عنوان یک دارایی غیرقابل شمارش در نظر گرفته می شود.
there are uncountable ways to learn a new language.
روش های غیرقابل شماری برای یادگیری یک زبان جدید وجود دارد.
happiness is an uncountable emotion that varies for everyone.
خوشحالی یک احساس غیرقابل شمارش است که برای همه متفاوت است.
there is uncountable beauty in nature.
زیبایی غیرقابل شماری در طبیعت وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید