uncrossed

[ایالات متحده]/ʌnˈkrɒst/
[بریتانیا]/ʌnˈkrɔst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عبور نکرده یا متقاطع نشده; مانع یا مسدود نشده; مقاومت نشده; با علامت ضربدر مشخص نشده; (در بانکداری) غیر متقاطع (همانند در یک چک)

عبارات و ترکیب‌ها

uncrossed arms

بازوهای باز

uncrossed legs

پاهای باز

uncrossed fingers

انگشتان باز

uncrossed paths

مسیرهای باز

uncrossed wires

سیم‌های باز

uncrossed check

بررسی نشده

uncrossed lines

خطوط باز

uncrossed signals

سیگنال‌های باز

uncrossed boundaries

مرزهای باز

uncrossed thoughts

افکار باز

جملات نمونه

his arms remained uncrossed during the meeting.

بازوهايش در طول جلسه باز و غیر متقاطع باقی ماندند.

she spoke with her arms uncrossed, showing openness.

او با بازوهایی که باز بود و نشان دهنده صمیمیت بود صحبت کرد.

the uncrossed legs indicated she was comfortable.

پاهای باز نشان می‌داد که او راحت است.

he stood with his arms uncrossed, ready to listen.

او با بازوهایی که باز بود ایستاد و آماده گوش دادن بود.

her uncrossed fingers revealed her nervousness.

انگشتان باز او نشان دهنده عصبی بودن او بود.

keep your arms uncrossed to appear more approachable.

برای نشان دادن صمیمیت بیشتر، بازوهای خود را باز نگه دارید.

he approached her with his arms uncrossed, signaling friendliness.

او با بازوهایی که باز بود به سمت او رفت و نشان دهنده دوستی بود.

during the interview, she kept her arms uncrossed to show confidence.

در طول مصاحبه، او برای نشان دادن اعتماد به نفس، بازوهای خود را باز نگه داشت.

uncrossed arms can indicate a willingness to engage in conversation.

بازوهای باز می‌توانند نشان دهنده تمایل به مشارکت در گفتگو باشند.

he often uncrossed his arms when he felt relaxed.

او اغلب وقتی احساس آرامش می‌کرد، بازوهای خود را باز می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید