uncrossed arms
بازوهای باز
uncrossed legs
پاهای باز
uncrossed fingers
انگشتان باز
uncrossed paths
مسیرهای باز
uncrossed wires
سیمهای باز
uncrossed check
بررسی نشده
uncrossed lines
خطوط باز
uncrossed signals
سیگنالهای باز
uncrossed boundaries
مرزهای باز
uncrossed thoughts
افکار باز
his arms remained uncrossed during the meeting.
بازوهايش در طول جلسه باز و غیر متقاطع باقی ماندند.
she spoke with her arms uncrossed, showing openness.
او با بازوهایی که باز بود و نشان دهنده صمیمیت بود صحبت کرد.
the uncrossed legs indicated she was comfortable.
پاهای باز نشان میداد که او راحت است.
he stood with his arms uncrossed, ready to listen.
او با بازوهایی که باز بود ایستاد و آماده گوش دادن بود.
her uncrossed fingers revealed her nervousness.
انگشتان باز او نشان دهنده عصبی بودن او بود.
keep your arms uncrossed to appear more approachable.
برای نشان دادن صمیمیت بیشتر، بازوهای خود را باز نگه دارید.
he approached her with his arms uncrossed, signaling friendliness.
او با بازوهایی که باز بود به سمت او رفت و نشان دهنده دوستی بود.
during the interview, she kept her arms uncrossed to show confidence.
در طول مصاحبه، او برای نشان دادن اعتماد به نفس، بازوهای خود را باز نگه داشت.
uncrossed arms can indicate a willingness to engage in conversation.
بازوهای باز میتوانند نشان دهنده تمایل به مشارکت در گفتگو باشند.
he often uncrossed his arms when he felt relaxed.
او اغلب وقتی احساس آرامش میکرد، بازوهای خود را باز میکرد.
uncrossed arms
بازوهای باز
uncrossed legs
پاهای باز
uncrossed fingers
انگشتان باز
uncrossed paths
مسیرهای باز
uncrossed wires
سیمهای باز
uncrossed check
بررسی نشده
uncrossed lines
خطوط باز
uncrossed signals
سیگنالهای باز
uncrossed boundaries
مرزهای باز
uncrossed thoughts
افکار باز
his arms remained uncrossed during the meeting.
بازوهايش در طول جلسه باز و غیر متقاطع باقی ماندند.
she spoke with her arms uncrossed, showing openness.
او با بازوهایی که باز بود و نشان دهنده صمیمیت بود صحبت کرد.
the uncrossed legs indicated she was comfortable.
پاهای باز نشان میداد که او راحت است.
he stood with his arms uncrossed, ready to listen.
او با بازوهایی که باز بود ایستاد و آماده گوش دادن بود.
her uncrossed fingers revealed her nervousness.
انگشتان باز او نشان دهنده عصبی بودن او بود.
keep your arms uncrossed to appear more approachable.
برای نشان دادن صمیمیت بیشتر، بازوهای خود را باز نگه دارید.
he approached her with his arms uncrossed, signaling friendliness.
او با بازوهایی که باز بود به سمت او رفت و نشان دهنده دوستی بود.
during the interview, she kept her arms uncrossed to show confidence.
در طول مصاحبه، او برای نشان دادن اعتماد به نفس، بازوهای خود را باز نگه داشت.
uncrossed arms can indicate a willingness to engage in conversation.
بازوهای باز میتوانند نشان دهنده تمایل به مشارکت در گفتگو باشند.
he often uncrossed his arms when he felt relaxed.
او اغلب وقتی احساس آرامش میکرد، بازوهای خود را باز میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید