unmarked

[ایالات متحده]/ʌn'mɑːkt/
[بریتانیا]/ʌn'mɑrkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون هیچ علامتی; نادیده گرفته شده یا به آن توجه نشده است.

جملات نمونه

a sheet of unmarked paper.

یک برگ کاغذ بدون علامت

an unmarked police car.

یک ماشین پلیس بدون علامت

an unmarked police car; unmarked merchandise.

یک ماشین پلیس بدون علامت؛ کالا بدون علامت

She handed him an unmarked card.

او یک کارت بدون علامت به او داد.

the word ‘drake’ is semantically marked as masculine; the unmarked form is ‘duck’.

کلمه 'دراک' از نظر معنایی به عنوان مذکر مشخص شده است؛ فرم بدون علامت 'اردک' است.

an unmarked plane had been making passes over his house.

یک هواپیمای بدون علامت در حال عبور از بالای خانه‌اش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید