undeceiving

[ایالات متحده]/ʌn.dɪˈsiː.vɪŋ/
[بریتانیا]/ʌn.dɪˈsiː.vɪŋ/

ترجمه

v. کسی را از داشتن امیدهای توهمی یا فریب خوردن بازداشتن، (کسی را) بیدار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

undeceiving truth

حقیقت آشکار

undeceiving nature

طبیعت آشکار

undeceiving message

پیام آشکار

undeceiving light

نور آشکار

undeceiving insight

بینش آشکار

undeceiving clarity

وضوح آشکار

undeceiving wisdom

حکمت آشکار

undeceiving perspective

دیدگاه آشکار

undeceiving approach

رویکرد آشکار

undeceiving reality

واقعیت آشکار

جملات نمونه

his undeceiving nature made him a trustworthy friend.

طبع صادقانه او باعث شد دوست قابل اعتمادی باشد.

she appreciated his undeceiving honesty during their conversation.

او صداقت بی‌ریای او را در طول مکالمه‌شان تحسین کرد.

undeceiving facts are crucial in making informed decisions.

حقایق بی‌ریایی برای اتخاذ تصمیمات آگاهانه بسیار مهم هستند.

the teacher valued undeceiving feedback from her students.

معلم بازخورد صادقانه از دانش‌آموزان خود را ارزیابی کرد.

his undeceiving smile reassured everyone in the room.

لبخند صادقانه او اطمینان خاطر را در اتاق فراهم کرد.

they sought undeceiving information to understand the situation better.

آنها به دنبال اطلاعات صادقانه بودند تا بتوانند وضعیت را بهتر درک کنند.

her undeceiving approach to life inspired many around her.

رویکرد صادقانه او در زندگی الهام بخش بسیاری از اطرافیانش بود.

the report provided undeceiving insights into the company's performance.

گزارش بینش‌های صادقانه‌ای در مورد عملکرد شرکت ارائه داد.

in a world full of lies, he remained undeceiving.

در دنیایی پر از دروغ، او صادقانه باقی ماند.

her undeceiving words struck a chord with the audience.

کلمات صادقانه او با مخاطبان همخوانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید