underarm

[ایالات متحده]/'ʌndərɑːm/
[بریتانیا]/'ʌndərɑrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناحیه بدن زیر بازو.
Word Forms
جمعunderarms

عبارات و ترکیب‌ها

underarm odor

بوی زیر بغل

shave underarm

تیغ زدن زیر بغل

جملات نمونه

She applied deodorant to her underarm before going to the gym.

او قبل از رفتن به باشگاه، ضدعرق‌زا را روی زیر بغلش استفاده کرد.

He raised his hand and waved, revealing his hairy underarm.

او دستش را بالا برد و دست تکان داد و زیر بغل پوشیده از مویش را نشان داد.

The athlete felt a sharp pain in her underarm during the race.

ورزشکار در طول مسابقه، درد شدیدی در زیر بغلش احساس کرد.

The doctor examined the lump in her underarm and ordered further tests.

پزشک توده در زیر بغل او را معاینه کرد و دستور انجام آزمایشات بیشتری داد.

She wore a sleeveless dress to show off her smooth underarm skin.

او یک لباس بدون آستین پوشید تا پوست صاف زیر بغلش را به نمایش بگذارد.

He felt embarrassed when his underarm sweat stains showed through his shirt.

او شرمنده شد وقتی لکه‌های عرق زیر بغلش از زیر پیراهنش نمایان شد.

The dancer lifted her arms gracefully, exposing her toned underarm muscles.

رقاص با ظرافت دست‌هایش را بالا برد و عضلات خوش‌فرم زیر بغلش را نمایان کرد.

The underarm odor was so strong that it made everyone in the room uncomfortable.

بوی بد زیر بغل آنقدر قوی بود که باعث ناراحتی همه در اتاق شد.

He accidentally elbowed her in the underarm during the crowded concert.

او به طور تصادفی در طول کنسرت شلوغ، آرنجش را به زیر بغل او زد.

She felt a tingling sensation in her underarm after applying the new lotion.

او بعد از استفاده از لوسیون جدید، احساس گزگز در زیر بغلش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید