underlaying

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈleɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈleɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را زیر چیزی قرار دادن؛ از پایین حمایت یا بالا بردن؛ به سمت پایین گسترش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

underlaying concept

مفهوم زیربنایی

underlaying issue

مشکلات اساسی

underlaying structure

ساختار زیربنایی

underlaying principle

اصل اساسی

underlaying factors

عوامل زیربنایی

underlaying theme

موضوع زیرین

underlaying cause

علت اساسی

underlaying data

اطلاعات زیربنایی

underlaying framework

چارچوب زیربنایی

underlaying assumption

فرضیات اساسی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید