well-off family
خاندان ثروتمند
well-off enough
به اندازه کافی ثروتمند
become well-off
به ثروت رسیدن
well-off people
افراد ثروتمند
quite well-off
بسیار ثروتمند
were well-off
ثروتمند بودند
well-off area
منطقه مرفه
being well-off
ثروتمند بودن
well-off state
وضعیت مرفه
live well-off
به طور مرفه زندگی کردن
many families are now well-off enough to travel abroad each year.
اکثر خانوادهها اکنون به اندازه کافی ثروتمند هستند که بتوانند هر سال به خارج از کشور سفر کنند.
she comes from a well-off family and had access to excellent education.
او از یک خانواده ثروتمند است و به آموزش عالی دسترسی داشت.
the town has become well-off thanks to the booming tourism industry.
این شهر به لطف رونق صنعت گردشگری، مرفه شده است.
even if you're not well-off, you can still live a fulfilling life.
حتی اگر ثروتمند نباشید، هنوز هم میتوانید زندگی رضایتبخشی داشته باشید.
they were well-off and decided to donate a significant sum to charity.
آنها ثروتمند بودند و تصمیم گرفتند مبلغ قابل توجهی را به خیریه اهدا کنند.
the company's success has made many employees well-off.
موفقیت شرکت باعث شده بسیاری از کارمندان مرفه شوند.
being well-off doesn't guarantee happiness, however.
با این حال، مرفه بودن تضمین کننده شادی نیست.
he grew up in a modest home but his family became well-off later.
او در یک خانه متواضع بزرگ شد، اما خانوادهاش بعداً مرفه شدند.
the area is becoming increasingly well-off with new developments.
این منطقه با توسعههای جدید به طور فزایندهای مرفه در حال تبدیل شدن است.
they are well-off and can afford to send their children to private school.
آنها ثروتمند هستند و میتوانند هزینه تحصیل فرزندانشان را در مدارس خصوصی بپردازند.
the government aims to help those not well-off achieve a better standard of living.
دولت قصد دارد به کسانی که ثروتمند نیستند کمک کند تا به سطح زندگی بهتری دست یابند.
well-off family
خاندان ثروتمند
well-off enough
به اندازه کافی ثروتمند
become well-off
به ثروت رسیدن
well-off people
افراد ثروتمند
quite well-off
بسیار ثروتمند
were well-off
ثروتمند بودند
well-off area
منطقه مرفه
being well-off
ثروتمند بودن
well-off state
وضعیت مرفه
live well-off
به طور مرفه زندگی کردن
many families are now well-off enough to travel abroad each year.
اکثر خانوادهها اکنون به اندازه کافی ثروتمند هستند که بتوانند هر سال به خارج از کشور سفر کنند.
she comes from a well-off family and had access to excellent education.
او از یک خانواده ثروتمند است و به آموزش عالی دسترسی داشت.
the town has become well-off thanks to the booming tourism industry.
این شهر به لطف رونق صنعت گردشگری، مرفه شده است.
even if you're not well-off, you can still live a fulfilling life.
حتی اگر ثروتمند نباشید، هنوز هم میتوانید زندگی رضایتبخشی داشته باشید.
they were well-off and decided to donate a significant sum to charity.
آنها ثروتمند بودند و تصمیم گرفتند مبلغ قابل توجهی را به خیریه اهدا کنند.
the company's success has made many employees well-off.
موفقیت شرکت باعث شده بسیاری از کارمندان مرفه شوند.
being well-off doesn't guarantee happiness, however.
با این حال، مرفه بودن تضمین کننده شادی نیست.
he grew up in a modest home but his family became well-off later.
او در یک خانه متواضع بزرگ شد، اما خانوادهاش بعداً مرفه شدند.
the area is becoming increasingly well-off with new developments.
این منطقه با توسعههای جدید به طور فزایندهای مرفه در حال تبدیل شدن است.
they are well-off and can afford to send their children to private school.
آنها ثروتمند هستند و میتوانند هزینه تحصیل فرزندانشان را در مدارس خصوصی بپردازند.
the government aims to help those not well-off achieve a better standard of living.
دولت قصد دارد به کسانی که ثروتمند نیستند کمک کند تا به سطح زندگی بهتری دست یابند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید