undersells

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈsɛlz/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈsɛlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به قیمت پایین‌تری از (بازار یا رقیب) فروختن

عبارات و ترکیب‌ها

undersells competitors

کم‌فروشی رقبا

undersells products

کم‌فروشی محصولات

undersells value

کم‌فروشی ارزش

undersells potential

کم‌فروشی پتانسیل

undersells services

کم‌فروشی خدمات

undersells quality

کم‌فروشی کیفیت

undersells brand

کم‌فروشی برند

undersells features

کم‌فروشی ویژگی‌ها

undersells market

کم‌فروشی بازار

undersells talent

کم‌فروشی استعداد

جملات نمونه

his performance in the interview undersells his true potential.

عملکرد او در مصاحبه، پتانسیل واقعی او را کم‌رنگ نشان می‌دهد.

the product undersells its competitors in terms of quality.

محصول از نظر کیفیت، نسبت به رقبا کم‌ارزش جلوه می‌دهد.

she often undersells her skills during job interviews.

او اغلب در طول مصاحبه‌های شغلی، مهارت‌های خود را دست‌کم می‌گیرد.

the movie undersells the depth of its storyline.

فیلم، عمق داستانش را کم‌اهمیت نشان می‌دهد.

he consistently undersells his contributions to the team.

او به طور مداوم، مشارکت‌های خود را در تیم دست‌کم می‌گیرد.

the advertisement undersells the features of the new smartphone.

تبلیغ، ویژگی‌های گوشی هوشمند جدید را کم‌اهمیت نشان می‌دهد.

by underselling the importance of teamwork, he risks failure.

با کم‌اهمیت جلوه دادن اهمیت کار تیمی، او خطر شکست را به جان می‌خرد.

the report undersells the potential impact of climate change.

گزارش، تأثیر بالقوه تغییرات آب و هوا را کم‌اهمیت نشان می‌دهد.

she undersells her achievements, making them seem less significant.

او دستاوردهای خود را دست‌کم می‌گیرد و باعث می‌شود که کمتر مهم به نظر برسند.

underselling the risks can lead to poor decision-making.

دست‌کم گرفتن خطرات می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری‌های ضعیف شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید