cheapens

[ایالات متحده]/tʃiːpənz/
[بریتانیا]/chipənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کم ارزش یا کم اهمیت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cheapens the experience

تجربه را ارزان می‌کند

cheapens the brand

برند را ارزان می‌کند

cheapens the value

ارزش را ارزان می‌کند

cheapens the product

محصول را ارزان می‌کند

cheapens the art

هنر را ارزان می‌کند

cheapens the quality

کیفیت را ارزان می‌کند

cheapens the service

خدمات را ارزان می‌کند

cheapens the message

پیام را ارزان می‌کند

cheapens the relationship

ارتباط را ارزان می‌کند

جملات نمونه

the overuse of discounts cheapens the brand's image.

استفاده بیش از حد از تخفیف‌ها باعث ارزان جلوه دادن تصویر برند می‌شود.

when you sell products too cheaply, it cheapens their value.

وقتی محصولات را خیلی ارزان می‌فروشید، ارزش آنها را کاهش می‌دهد.

using cheap materials cheapens the quality of the final product.

استفاده از مواد ارزان قیمت، کیفیت محصول نهایی را کاهش می‌دهد.

his constant jokes cheapen the seriousness of the situation.

شوخی‌های مداوم او، جدیت موضوع را کاهش می‌دهد.

excessive advertising cheapens the artistic value of the film.

تبلیغات بیش از حد، ارزش هنری فیلم را کاهش می‌دهد.

making everything available for free cheapens the overall experience.

در دسترس قرار دادن همه چیز به صورت رایگان، تجربه کلی را ارزان می‌کند.

when a service is too cheap, it often cheapens customer trust.

وقتی یک سرویس خیلی ارزان است، اغلب اعتماد مشتریان را کاهش می‌دهد.

overexposure on social media cheapens personal connections.

قرار گرفتن بیش از حد در معرض در رسانه‌های اجتماعی، ارتباطات شخصی را ارزان می‌کند.

relying on clichés cheapens the originality of the writing.

تکیه بر کلیشه‌ها، اصالت نوشتار را ارزان می‌کند.

his behavior cheapens the reputation of the entire team.

رفتار او، شهرت کل تیم را ارزان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید