understaffed

[ایالات متحده]/ʌndə'stɑːft/
[بریتانیا]/ˌʌndɚ'stæft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمبود تعداد کافی از کارکنان، نداشتن پرسنل کافی.

جملات نمونه

The restaurant is understaffed during peak hours.

رستوران در ساعات اوج کار، کمبود نیرو دارد.

The hospital is always understaffed on weekends.

بیمارستان در آخر هفته ها همیشه با کمبود نیرو مواجه است.

The company is struggling with being understaffed.

شرکت در حال دست و پنجه نرم کردن با کمبود نیرو است.

The store is understaffed due to unexpected absences.

به دلیل غیبت های غیرمنتظره، مغازه با کمبود نیرو مواجه است.

The team is understaffed for the upcoming project.

تیم برای پروژه پیش رو با کمبود نیرو مواجه است.

The school is understaffed and unable to meet the demand.

مدارس با کمبود نیرو مواجه هستند و نمی توانند نیازها را برآورده کنند.

The department is understaffed and overworked.

واحد با کمبود نیرو و اضافه کاری مواجه است.

The hotel is understaffed during the holiday season.

هتل در طول فصل تعطیلات با کمبود نیرو مواجه است.

The factory is understaffed due to budget cuts.

به دلیل کاهش بودجه، کارخانه با کمبود نیرو مواجه است.

The team feels the pressure of being understaffed.

تیم تحت فشار کمبود نیرو قرار دارد.

نمونه‌های واقعی

I understand that, but the fact is we’re understaffed.

من می‌فهمم که اینطور است، اما واقعیت این است که ما کمبود نیرو داریم.

منبع: EnglishPod 1-50

But now with more customers returning, owner Marcus Lau cannot fully capitalize because he's understaffed by 25 percent.

اما اکنون که مشتریان بیشتری باز می‌گردند، صاحب مارکوس لاو نمی‌تواند به طور کامل از آن استفاده کند زیرا او ۲۵ درصد کمبود نیرو دارد.

منبع: VOA Standard English - Asia

But at the time that I started, my department was really understaffed.

اما در زمان شروع به کار من، بخش من واقعاً کمبود نیرو داشت.

منبع: Emma's delicious English

Not too bad for an understaffed service, don't you think?

برای یک سرویس کمبود نیرو زیاد هم بد نیست، اینطور فکر نمی‌کنید؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 4

Also, Rebecca won't be back until 4. We are understaffed today.

همچنین، رbecca تا ساعت ۴ برنمی‌گردد. امروز ما کمبود نیرو داریم.

منبع: TOEIC Listening Practice Test Bank

The blood-bank was understaffed because of the rain. I was in and out.

بانک خون به دلیل بارندگی کمبود نیرو داشت. من رفتم و آمدم.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

The filmmaker says understaffed clinics depend on family members to care for these very fragile children.

فیلمساز می‌گوید که کلینیک‌های کمبود نیرو به اعضای خانواده برای مراقبت از این کودکان بسیار آسیب‌پذیر متکی هستند.

منبع: VOA Standard English Entertainment

An understaffed IRS is a plus for people most likely to be the target of audits.

یک سازمان مالیاتی کمبود نیرو یک مزیت برای افرادی است که بیشتر در معرض خطر ممیزی قرار دارند.

منبع: Time

Mac agrees she's getting psychological help but says demand is high and state services are understaffed.

مک موافقت می‌کند که او در حال دریافت کمک‌های روان‌شناختی است، اما می‌گوید تقاضا زیاد است و خدمات ایالتی کمبود نیرو دارند.

منبع: VOA Standard English_Europe

She says her members run the risk of being fired if they complain their facilities are understaffed.

او می‌گوید که اعضای او در معرض خطر اخراج قرار دارند اگر شکایت کنند که امکانات آنها کمبود نیرو دارد.

منبع: VOA Standard English_Americas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید