understaffing

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈstɑːfɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈstæfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت کمبود پرسنل

عبارات و ترکیب‌ها

understaffing issues

مشکلات کمبود نیرو

understaffing crisis

بحران کمبود نیرو

understaffing solutions

راه حل های کمبود نیرو

understaffing effects

اثرات کمبود نیرو

understaffing challenges

چالش های کمبود نیرو

understaffing problems

مشکلات کمبود نیرو

understaffing trends

روندهای کمبود نیرو

understaffing concerns

نگرانی های کمبود نیرو

understaffing risks

خطرات کمبود نیرو

understaffing impacts

تاثیرات کمبود نیرو

جملات نمونه

the company is facing serious issues due to understaffing.

شرکت با مشکلات جدی به دلیل کمبود نیرو روبرو است.

understaffing can lead to increased stress among employees.

کمبود نیرو می تواند منجر به افزایش استرس در بین کارکنان شود.

we need to address the problem of understaffing immediately.

ما باید مشکل کمبود نیرو را فوراً رسیدگی کنیم.

understaffing often results in decreased productivity.

کمبود نیرو اغلب منجر به کاهش بهره وری می شود.

the restaurant struggled with understaffing during peak hours.

رستوران در ساعات اوج با کمبود نیرو دست و پنجه نرم کرد.

management is aware of the understaffing issue.

مدیریت از مشکل کمبود نیرو آگاه است.

understaffing can negatively impact customer service.

کمبود نیرو می تواند به طور منفی بر خدمات مشتری تأثیر بگذارد.

we are hiring to resolve the understaffing situation.

ما برای رفع مشکل کمبود نیرو استخدام می کنیم.

the team was overwhelmed due to understaffing.

تیم به دلیل کمبود نیرو درهم شکسته بود.

understaffing is a common challenge in many industries.

کمبود نیرو یک چالش رایج در بسیاری از صنایع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید