undeviating

[ایالات متحده]/ʌnˈdiːvieɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈdiːvieɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از مسیری یا اصولی منحرف نشدن

عبارات و ترکیب‌ها

undeviating path

مسیر بدون انحراف

undeviating focus

تمرکز بدون انحراف

undeviating loyalty

وفاداری بدون انحراف

undeviating commitment

تعهد بدون انحراف

undeviating principle

اصل بدون انحراف

undeviating support

حمایت بدون انحراف

undeviating dedication

تعهد بدون انحراف

undeviating standard

استاندارد بدون انحراف

undeviating direction

جهت بدون انحراف

undeviating resolve

تصمیم بدون انحراف

جملات نمونه

his undeviating commitment to the project impressed everyone.

تعهد بی‌وقفه او به پروژه همه را تحت تاثیر قرار داد.

the team maintained an undeviating focus on their goals.

تیم بر روی دستیابی به اهداف خود تمرکز بی‌وقفه ای حفظ کرد.

her undeviating support helped him through tough times.

حمایت بی‌وقفه او به او کمک کرد تا از دوران سخت عبور کند.

the scientist's undeviating pursuit of truth was admirable.

تعقیب بی‌وقفه حقیقت توسط دانشمند قابل تحسین بود.

they followed an undeviating path to success despite challenges.

آنها با وجود چالش ها از مسیری بی‌وقفه به سوی موفقیت رفتند.

his undeviating principles guided his decisions.

اصول بی‌وقفه او تصمیماتش را هدایت می کرد.

the company has an undeviating policy on quality control.

شرکت یک سیاست بی‌وقفه در کنترل کیفیت دارد.

she showed undeviating loyalty to her friends.

او وفاداری بی‌وقفه خود را به دوستانش نشان داد.

the athlete's undeviating determination led to his victory.

عزم راسخ بی‌وقفه ورزشکار منجر به پیروزی او شد.

his undeviating integrity earned him respect in the community.

یکپارچگی بی‌وقفه او احترام جامعه را برای او به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید