undirected

[ایالات متحده]/ˌʌndɪˈrektɪd/
[بریتانیا]/ˌʌndɪˈrɛktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. راهنمایی نشده؛ فاقد گیرنده

عبارات و ترکیب‌ها

undirected graph

گراف بدون جهت

undirected edges

یال‌های بدون جهت

undirected path

مسیر بدون جهت

جملات نمونه

she was full of ineffectual undirected anger.

او پر بود از خشم بی‌اثر و بی‌هدف.

The characteristic of MVP is the conversion from netlist to weighted undirected graph and its objective is to improve the efficiency of VLSI partitioner by avoiding partitioning netlist directly.

ویژگی MVP تبدیل از لیست شبکه به گراف غیرجهت‌دار وزن‌دار است و هدف آن بهبود کارایی پارتیشنر VLSI با اجتناب از پارتیشن‌بندی مستقیم لیست شبکه است.

All graphs are finite simple undirected graph with no isolated vertices in this paper. It is completed the classification of graphs on which a semidihedral group acts edge-transitively.

در این مقاله، همه نمودارها یک گراف ساده بدون راس‌های جدا شده و متناهی هستند. طبقه‌بندی نمودارهایی که یک گروه نیم‌دووجهی بر روی آنها به طور لبه‌ای عمل می‌کند، تکمیل شده است.

The undirected nature of the conversation made it difficult to follow.

ماهیت بدون جهت‌گیری مکالمه باعث می‌شد دنبال کردن آن دشوار باشد.

Undirected play allows children to explore their creativity freely.

بازی بدون هدف به کودکان اجازه می‌دهد تا به طور آزادانه خلاقیت خود را کشف کنند.

She wandered through the undirected paths of the forest, enjoying the solitude.

او در میان مسیرهای بدون جهت جنگل سرگردانی می‌کرد و از تنهایی لذت می‌برد.

Undirected anger can lead to destructive behavior if not managed properly.

خشم بدون هدف می‌تواند منجر به رفتارهای مخرب شود اگر به درستی مدیریت نشود.

The undirected energy of the puppy caused chaos in the house.

انرژی بدون هدف سگ بچه باعث هرج و مرج در خانه شد.

Undirected studying often leads to inefficiency and lack of focus.

مطالعه بدون هدف اغلب منجر به ناکارآمدی و عدم تمرکز می‌شود.

The undirected film left the audience feeling confused and unsatisfied.

فیلم بدون هدف باعث شد مخاطبان احساس سردرگمی و نارضایتی کنند.

Undirected spending can quickly deplete your savings.

هزینه‌های بدون هدف می‌توانند به سرعت پس‌انداز شما را کاهش دهند.

The undirected project lacked clear goals and objectives.

پروژه بدون هدف فاقد اهداف و اهداف مشخص بود.

Without a plan, the team's efforts were undirected and ineffective.

بدون برنامه، تلاش‌های تیم بدون هدف و غیر مؤثر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید