undiscovered

[ایالات متحده]/ˌʌndɪˈskʌvəd/
[بریتانیا]/ˌʌndɪˈskʌvərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هنوز پیدا نشده یا کشف نشده؛ پنهان

عبارات و ترکیب‌ها

Undiscovered talent

استعداد کشف‌نشده

جملات نمونه

the novel had lain undiscovered for years among his papers.

رمان سال‌ها در میان مدارک او کشف نشده باقی مانده بود.

This previously undiscovered species is a cestoid parasite, up to 30 centimetres long and weighing up to 70 grams from the late Holocene.

این گونه کشف نشده قبلی یک انگل کرم نواری است که طول آن تا 30 سانتی‌متر و وزن آن تا 70 گرم از دوره هولوسن میانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید