reverses

[ایالات متحده]/rɪˈvɜːsɪz/
[بریتانیا]/rɪˈvɜːrˌsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع معکوس؛ شکست‌ها
v. سوم شخص مفرد معکوس؛ برعکس کردن؛ واژگون کردن

عبارات و ترکیب‌ها

time reverses

زمان معکوس می‌شود

order reverses

ترتیب معکوس می‌شود

trend reverses

روند معکوس می‌شود

effect reverses

اثر معکوس می‌شود

process reverses

فرآیند معکوس می‌شود

direction reverses

جهت معکوس می‌شود

pattern reverses

الگو معکوس می‌شود

flow reverses

جریان معکوس می‌شود

motion reverses

حرکت معکوس می‌شود

course reverses

مسیر معکوس می‌شود

جملات نمونه

the company reverses its decision after customer feedback.

شرکت پس از بازخورد مشتریان، تصمیم خود را لغو می‌کند.

he reverses his stance on the issue during the debate.

او در طول بحث، موضع خود را در مورد این موضوع تغییر می‌دهد.

the scientist reverses the effects of aging in the experiment.

دانشمند اثرات پیری را در آزمایش معکوس می‌کند.

she reverses the order of the steps to make it easier.

او برای آسان‌تر کردن کار، ترتیب مراحل را معکوس می‌کند.

the team reverses their strategy to improve performance.

تیم برای بهبود عملکرد، استراتژی خود را معکوس می‌کند.

the software reverses the changes made to the document.

نرم‌افزار تغییرات ایجاد شده در سند را لغو می‌کند.

he reverses his car into the parking space.

او ماشین خود را به عقب در فضای پارک می‌برد.

the dancer reverses the movement for a dramatic effect.

رقصنده حرکت را برای ایجاد جلوه‌ای دراماتیک معکوس می‌کند.

the politician reverses his previous statements to gain support.

سیاستمدار برای کسب حمایت، بیانیه‌های قبلی خود را لغو می‌کند.

the mechanic reverses the engine to diagnose the problem.

مکانیک موتور را معکوس می‌کند تا مشکل را تشخیص دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید