unequalled

[ایالات متحده]/ʌn'i:kwəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌نظیر؛ بی‌همتا.

جملات نمونه

an unequalled reputation

سابقه ای بی‌نظیر

trout of unequalled quality.

ماهی قزل‌آلا با کیفیت بی‌نظیر.

a range of facilities unequalled in London.

مجموعه ای از امکانات که در لندن بی نظیر است.

Therefore one should know the prajnaparamita as the great spell, the spell of great knowledge, the utmost spell, the unequalled spell, allayer of all suffering, in truth -- for what could go wrong ?

بنابراین باید داناپرامیت را به عنوان ورد بزرگ، ورد دانش بزرگ، والاترین ورد، ورد بی‌نظیر، تسکین‌دهنده همه رنج‌ها، در حقیقت - بدانید چه چیزی می‌تواند اشتباه برود؟

His talent is unequalled in the industry.

استعداد او در این صنعت بی‌نظیر است.

She possesses unequalled beauty.

او زیبایی بی‌نظیری دارد.

Their dedication to the cause is unequalled.

تعهد آنها به این هدف بی‌نظیر است.

The team's record is unequalled in the league.

رکورد تیم در لیگ بی‌نظیر است.

The chef's culinary skills are unequalled.

مهارت‌های آشپزی سرآشپز بی‌نظیر است.

The company's commitment to quality is unequalled.

تعهد شرکت به کیفیت بی‌نظیر است.

Her determination to succeed is unequalled.

عزم او برای موفقیت بی‌نظیر است.

The team's spirit of teamwork is unequalled.

روح کار گروهی تیم بی‌نظیر است.

The artist's creativity is unequalled.

خلاقیت هنرمند بی‌نظیر است.

Their generosity is unequalled in the community.

بخشش آنها در جامعه بی‌نظیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید