unfermented

[ایالات متحده]/ʌnˈfɜːmɛntɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈfɜrmɛntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تخمیر نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unfermented juice

آب میوه تخمیر نشده

unfermented grains

غلات تخمیر نشده

unfermented products

محصولات تخمیر نشده

unfermented dough

خمیر تخمیر نشده

unfermented milk

شیر تخمیر نشده

unfermented tea

چای تخمیر نشده

unfermented vegetables

سبزیجات تخمیر نشده

unfermented foods

غذاهای تخمیر نشده

unfermented soy

سویا تخمیر نشده

unfermented beverage

نوشیدنی تخمیر نشده

جملات نمونه

unfermented soybeans are often used in asian cuisine.

سویاهای تخمیر نشده اغلب در آشپزی آسیایی استفاده می‌شوند.

many health benefits are associated with unfermented foods.

فواید بسیاری برای سلامتی با مصرف غذاهای تخمیر نشده مرتبط است.

unfermented products can be a good source of protein.

محصولات تخمیر نشده می‌توانند منبع خوبی از پروتئین باشند.

some people prefer unfermented beverages for their taste.

برخی افراد نوشیدنی‌های تخمیر نشده را به دلیل طعمشان ترجیح می‌دهند.

unfermented tea retains more antioxidants than fermented tea.

چای تخمیر نشده آنتی‌اکسیدان بیشتری نسبت به چای تخمیر شده حفظ می‌کند.

unfermented dairy products are often easier to digest.

محصولات لبنی تخمیر نشده اغلب هضم آسان‌تری دارند.

she enjoys unfermented foods for their natural flavors.

او غذاهای تخمیر نشده را به دلیل طعم طبیعی‌شان دوست دارد.

unfermented grains can be a healthy addition to your diet.

اضافه کردن غلات تخمیر نشده به رژیم غذایی شما می‌تواند مفید باشد.

unfermented products are often recommended for sensitive stomachs.

محصولات تخمیر نشده اغلب برای افراد با معده حساس توصیه می‌شوند.

cooking with unfermented ingredients can enhance the dish's flavor.

پخت و پز با مواد اولیه تخمیر نشده می‌تواند طعم غذا را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید