unfilmed scenes
صحنههای ضبط نشده
unfilmed footage
تصاویر ضبط نشده
unfilmed material
مواد ضبط نشده
unfilmed moments
لحظات ضبط نشده
unfilmed ideas
ایدههای ضبط نشده
unfilmed stories
داستانهای ضبط نشده
unfilmed sequences
توالیهای ضبط نشده
unfilmed projects
پروژههای ضبط نشده
unfilmed scripts
فیلمنامههای ضبط نشده
unfilmed concepts
مفاهیم ضبط نشده
the story remains unfilmed despite its popularity.
داستان با وجود محبوبیتش هنوز فیلم نساخته است.
many great novels are left unfilmed every year.
هر سال رمانهای عالی زیادی بدون فیلمبرداری رها میشوند.
he hopes to adapt the unfilmed screenplay into a movie.
او امیدوار است فیلمنامه ناتمام را به یک فیلم تبدیل کند.
the director has several unfilmed projects on his desk.
کارگردان چندین پروژه ناتمام روی میزش دارد.
there are countless unfilmed stories waiting to be told.
داستانهای ناتمامی وجود دارند که منتظر روایت شدن هستند.
her unfilmed documentary idea is gaining traction.
ایده فیلم مستند ناتمام او در حال افزایش محبوبیت است.
fans are eager to see the unfilmed scenes from the series.
هواداران مشتاقانه منتظر دیدن صحنههای ناتمام از سریال هستند.
the unfilmed version of the play is intriguing.
نسخه ناتمام نمایشنامه جذاب است.
some unfilmed adaptations are even more popular than the originals.
برخی از اقتباسهای ناتمام حتی از نسخههای اصلی محبوبتر هستند.
he has a collection of unfilmed scripts from famous writers.
او مجموعهای از فیلمنامههای ناتمام از نویسندگان مشهور دارد.
unfilmed scenes
صحنههای ضبط نشده
unfilmed footage
تصاویر ضبط نشده
unfilmed material
مواد ضبط نشده
unfilmed moments
لحظات ضبط نشده
unfilmed ideas
ایدههای ضبط نشده
unfilmed stories
داستانهای ضبط نشده
unfilmed sequences
توالیهای ضبط نشده
unfilmed projects
پروژههای ضبط نشده
unfilmed scripts
فیلمنامههای ضبط نشده
unfilmed concepts
مفاهیم ضبط نشده
the story remains unfilmed despite its popularity.
داستان با وجود محبوبیتش هنوز فیلم نساخته است.
many great novels are left unfilmed every year.
هر سال رمانهای عالی زیادی بدون فیلمبرداری رها میشوند.
he hopes to adapt the unfilmed screenplay into a movie.
او امیدوار است فیلمنامه ناتمام را به یک فیلم تبدیل کند.
the director has several unfilmed projects on his desk.
کارگردان چندین پروژه ناتمام روی میزش دارد.
there are countless unfilmed stories waiting to be told.
داستانهای ناتمامی وجود دارند که منتظر روایت شدن هستند.
her unfilmed documentary idea is gaining traction.
ایده فیلم مستند ناتمام او در حال افزایش محبوبیت است.
fans are eager to see the unfilmed scenes from the series.
هواداران مشتاقانه منتظر دیدن صحنههای ناتمام از سریال هستند.
the unfilmed version of the play is intriguing.
نسخه ناتمام نمایشنامه جذاب است.
some unfilmed adaptations are even more popular than the originals.
برخی از اقتباسهای ناتمام حتی از نسخههای اصلی محبوبتر هستند.
he has a collection of unfilmed scripts from famous writers.
او مجموعهای از فیلمنامههای ناتمام از نویسندگان مشهور دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید