unfindable

[ایالات متحده]/ʌnˈfaɪndəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈfaɪndəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیدا نشدنی

عبارات و ترکیب‌ها

unfindable object

شی غیرقابل یافت

unfindable location

محل غیرقابل یافت

unfindable person

شخص غیرقابل یافت

unfindable item

شیء غیرقابل یافت

unfindable evidence

گواهی غیرقابل یافت

unfindable solution

راه حل غیرقابل یافت

unfindable treasure

گنج غیرقابل یافت

unfindable resource

منبع غیرقابل یافت

unfindable truth

حقیقت غیرقابل یافت

unfindable answer

پاسخ غیرقابل یافت

جملات نمونه

the treasure map led to an unfindable location.

نقشه گنج به مکانی غیرقابل یافتن منتهی شد.

his old phone number is now unfindable.

حالا شماره تلفن قدیمی او غیرقابل یافتن است.

in the vast ocean, many species remain unfindable.

در اقیانوس وسیع، بسیاری از گونه ها همچنان غیرقابل یافتن هستند.

after the storm, her lost ring seemed unfindable.

بعد از طوفان، حلقه گمشده او غیرقابل یافتن به نظر می رسید.

the document was unfindable in the messy office.

سند در دفتر شلوغ غیرقابل یافتن بود.

some answers to life's questions may feel unfindable.

برخی از پاسخ های سوالات زندگی ممکن است غیرقابل یافتن به نظر برسند.

the lost city is considered unfindable by archaeologists.

شهر گمشده توسط باستان شناسان غیرقابل یافتن در نظر گرفته می شود.

her childhood memories have become unfindable over time.

خاطرات دوران کودکی او با گذشت زمان غیرقابل یافتن شده اند.

after hours of searching, the keys remained unfindable.

بعد از ساعت ها جستجو، کلیدها همچنان غیرقابل یافتن بودند.

in the digital age, some information can be unfindable.

در عصر دیجیتال، برخی اطلاعات می توانند غیرقابل یافتن باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید