unflappably calm
آرام و خونسرد
unflappably composed
باوقار و متین
unflappably steady
ثابت و پایدار
unflappably cool
سرد و خونسرد
unflappably confident
مطمئن و با اعتماد به نفس
unflappably focused
متمرکز و با تمرکز بالا
unflappably resilient
دارای انعطافپذیری و تابآوری
unflappably brave
دلیر و شجاع
unflappably patient
صبور و بردبار
unflappably optimistic
خوشبین و امیدوار
she handled the crisis unflappably, ensuring everything went smoothly.
او بحران را به طور خونسرد و بدون استرس مدیریت کرد و اطمینان حاصل کرد که همه چیز به خوبی پیش برود.
he unflappably answered all the tough questions during the interview.
او به طور خونسرد و بدون استرس به تمام سؤالات دشوار در طول مصاحبه پاسخ داد.
despite the chaos, she remained unflappably calm.
با وجود هرج و مرج، او به طور خونسرد و بدون استرس آرامش خود را حفظ کرد.
the teacher unflappably managed the rowdy classroom.
معلم کلاس درس پر سر و صدا را به طور خونسرد و بدون استرس مدیریت کرد.
he unflappably navigated through the unexpected challenges.
او با وجود چالشهای غیرمنتظره، به طور خونسرد و بدون استرس از میان آنها عبور کرد.
she approached the difficult situation unflappably, inspiring confidence in her team.
او با وجود دشواری، به طور خونسرد و بدون استرس با این موقعیت برخورد کرد و اعتماد به نفس را در تیم خود ایجاد کرد.
the pilot unflappably handled the turbulence during the flight.
خلبان به طور خونسرد و بدون استرس از پس تلاطم هوا در طول پرواز برآمد.
he spoke unflappably, even when faced with criticism.
او حتی در مواجهه با انتقاد، به طور خونسرد و بدون استرس صحبت کرد.
she unflappably dealt with the last-minute changes in the project.
او تغییرات لحظه آخری در پروژه را به طور خونسرد و بدون استرس مدیریت کرد.
the coach unflappably encouraged his players during the tough match.
مربی در طول مسابقه سخت، بازیکنان خود را به طور خونسرد و بدون استرس تشویق کرد.
unflappably calm
آرام و خونسرد
unflappably composed
باوقار و متین
unflappably steady
ثابت و پایدار
unflappably cool
سرد و خونسرد
unflappably confident
مطمئن و با اعتماد به نفس
unflappably focused
متمرکز و با تمرکز بالا
unflappably resilient
دارای انعطافپذیری و تابآوری
unflappably brave
دلیر و شجاع
unflappably patient
صبور و بردبار
unflappably optimistic
خوشبین و امیدوار
she handled the crisis unflappably, ensuring everything went smoothly.
او بحران را به طور خونسرد و بدون استرس مدیریت کرد و اطمینان حاصل کرد که همه چیز به خوبی پیش برود.
he unflappably answered all the tough questions during the interview.
او به طور خونسرد و بدون استرس به تمام سؤالات دشوار در طول مصاحبه پاسخ داد.
despite the chaos, she remained unflappably calm.
با وجود هرج و مرج، او به طور خونسرد و بدون استرس آرامش خود را حفظ کرد.
the teacher unflappably managed the rowdy classroom.
معلم کلاس درس پر سر و صدا را به طور خونسرد و بدون استرس مدیریت کرد.
he unflappably navigated through the unexpected challenges.
او با وجود چالشهای غیرمنتظره، به طور خونسرد و بدون استرس از میان آنها عبور کرد.
she approached the difficult situation unflappably, inspiring confidence in her team.
او با وجود دشواری، به طور خونسرد و بدون استرس با این موقعیت برخورد کرد و اعتماد به نفس را در تیم خود ایجاد کرد.
the pilot unflappably handled the turbulence during the flight.
خلبان به طور خونسرد و بدون استرس از پس تلاطم هوا در طول پرواز برآمد.
he spoke unflappably, even when faced with criticism.
او حتی در مواجهه با انتقاد، به طور خونسرد و بدون استرس صحبت کرد.
she unflappably dealt with the last-minute changes in the project.
او تغییرات لحظه آخری در پروژه را به طور خونسرد و بدون استرس مدیریت کرد.
the coach unflappably encouraged his players during the tough match.
مربی در طول مسابقه سخت، بازیکنان خود را به طور خونسرد و بدون استرس تشویق کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید