unflavored

[ایالات متحده]/[ˈʌnˌflɛːv.ərd]/
[بریتانیا]/[ˈʌnˌflɛː.vərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌طعم؛ فاقد طعم؛ فاقد هرگونه طعم‌افزایی؛ ساده؛ غیرطعم‌دار.

عبارات و ترکیب‌ها

unflavored water

آب بدون طعم

unflavored gelatin

ژلاتین بدون طعم

unflavored yogurt

ماست بدون طعم

unflavored ice cream

آیس‌کریم بدون طعم

being unflavored

فاقد طعم بودن

unflavored oil

روغن بدون طعم

unflavored taffy

آبنبات بدون طعم

unflavored protein

پروتئین بدون طعم

unflavored chips

چیپس بدون طعم

unflavored gum

آدامس بدون طعم

جملات نمونه

i prefer unflavored yogurt with a drizzle of honey.

من ترجیح می‌دهم ماست بدون طعم با کمی عسل.

the chef used unflavored gelatin to set the dessert.

سرآشپز از ژلاتین بدون طعم برای سفت کردن دسر استفاده کرد.

we bought unflavored tofu to add to our stir-fry.

ما توفو بدون طعم خریدیم تا به سرخ‌کنیمان اضافه کنیم.

she added unflavored protein powder to her smoothie.

او پودر پروتئین بدون طعم را به اسموتی خود اضافه کرد.

the recipe called for unflavored tapioca pearls.

دستور العمل به مرواریدهای تاپیوکا بدون طعم نیاز داشت.

he mixed unflavored oil into the salad dressing.

او روغن بدون طعم را به سس سالاد اضافه کرد.

the kids enjoyed the unflavored applesauce with cinnamon.

بچه‌ها از پوره سیب‌زمینی بدون طعم با دارچین لذت بردند.

we chose unflavored oatmeal over the sweetened kind.

ما جو دوسر بدون طعم را به جای نوع شیرین انتخاب کردیم.

the baker used unflavored shortening in the pie crust.

آشپز از چربی بدون طعم در خمیر پای استفاده کرد.

she made unflavored rice pudding for a light dessert.

او پودینگ برنج بدون طعم برای یک دسر سبک درست کرد.

he added unflavored agar-agar to the vegan jelly.

او آگار-آگار بدون طعم را به ژله وگان اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید