unfolded map
نقشه باز شده
unfolded paper
مقاله باز شده
unfolded story
داستان باز شده
unfolded future
آینده باز شده
unfolding events
واقعه در حال وقوع
unfolding plan
برنامه در حال شکلگیری
unfolded wings
بالهای باز شده
unfolded letter
نامه باز شده
unfolded potential
ظرفیتهای باز شده
unfolded truth
حقیقت آشکار شده
the map unfolded before us, revealing a vast and unknown territory.
نقشه خود را پیش روی ما باز کرد و نشان داد که یک سرزمین وسیع و ناشناخته وجود دارد.
she carefully unfolded the letter, her hands trembling with anticipation.
او با احتیاط نامه را باز کرد، دستانش از انتظار میلرزید.
the chair unfolded easily, providing extra seating for our guests.
صندلی به راحتی باز شد و صندلی اضافی برای مهمانان ما فراهم کرد.
the story unfolded slowly, revealing a complex web of secrets and lies.
داستان به آرامی پیش رفت و یک شبکه پیچیده از رازها و دروغها را نشان داد.
the flag unfolded in the wind, a symbol of national pride.
پرچم در باد باز شد، نمادی از غرور ملی.
the telescope's stand unfolded, allowing for a clearer view of the stars.
استند تلسکوپ باز شد و امکان دید واضحتری از ستارگان را فراهم کرد.
the crisis unfolded unexpectedly, catching everyone off guard.
بحران به طور غیرمنتظره ای پیش آمد و همه را غافلگیر کرد.
the plan unfolded over several months, requiring careful coordination.
طرح در طول چند ماه پیش رفت و نیاز به هماهنگی دقیق داشت.
the wings of the aircraft unfolded, preparing for takeoff.
بالهای هواپیما باز شدند و برای برخاستن آماده شدند.
the situation unfolded in a way that no one could have predicted.
وضعیت به گونهای پیش رفت که هیچ کس نتوانست پیشبینی کند.
the new technology unfolded possibilities for improved communication.
فناوری جدید امکاناتی را برای بهبود ارتباطات فراهم کرد.
unfolded map
نقشه باز شده
unfolded paper
مقاله باز شده
unfolded story
داستان باز شده
unfolded future
آینده باز شده
unfolding events
واقعه در حال وقوع
unfolding plan
برنامه در حال شکلگیری
unfolded wings
بالهای باز شده
unfolded letter
نامه باز شده
unfolded potential
ظرفیتهای باز شده
unfolded truth
حقیقت آشکار شده
the map unfolded before us, revealing a vast and unknown territory.
نقشه خود را پیش روی ما باز کرد و نشان داد که یک سرزمین وسیع و ناشناخته وجود دارد.
she carefully unfolded the letter, her hands trembling with anticipation.
او با احتیاط نامه را باز کرد، دستانش از انتظار میلرزید.
the chair unfolded easily, providing extra seating for our guests.
صندلی به راحتی باز شد و صندلی اضافی برای مهمانان ما فراهم کرد.
the story unfolded slowly, revealing a complex web of secrets and lies.
داستان به آرامی پیش رفت و یک شبکه پیچیده از رازها و دروغها را نشان داد.
the flag unfolded in the wind, a symbol of national pride.
پرچم در باد باز شد، نمادی از غرور ملی.
the telescope's stand unfolded, allowing for a clearer view of the stars.
استند تلسکوپ باز شد و امکان دید واضحتری از ستارگان را فراهم کرد.
the crisis unfolded unexpectedly, catching everyone off guard.
بحران به طور غیرمنتظره ای پیش آمد و همه را غافلگیر کرد.
the plan unfolded over several months, requiring careful coordination.
طرح در طول چند ماه پیش رفت و نیاز به هماهنگی دقیق داشت.
the wings of the aircraft unfolded, preparing for takeoff.
بالهای هواپیما باز شدند و برای برخاستن آماده شدند.
the situation unfolded in a way that no one could have predicted.
وضعیت به گونهای پیش رفت که هیچ کس نتوانست پیشبینی کند.
the new technology unfolded possibilities for improved communication.
فناوری جدید امکاناتی را برای بهبود ارتباطات فراهم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید